ژانويه
2008 (E) جلد 20 ، شماره 1"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"ايران سرکوب فعالان مستقل را گسترش می دهد
1
. خلاصه و توصيه ها ...................................................................................................... 1توصيه های کليدی به دولت ايران
.................................................................................... 2توصيه به دولت ايالات متحده
......................................................................................... 32
. متدلوژی (شيوه تحقيق) ................................................................................................. 43
. فضای حقوقی ............................................................................................................ 5ابزارهای قانونی ايران و حقوق بين الملل
........................................................................... 5ممنوعيتهای آزادی بيان، تجمع و تشکل
........................................................................ 5محدوديت حقوق بازداشت شدگان
............................................................................... 8اداره بازداشتگاه ها
................................................................................................... 144
. اهداف سرکوبهای فزاينده ............................................................................................. 18جنبش زنان
............................................................................................................ 18تظاهرات
12 ژوئن 2006 و تبعات آن ....................................................................... 19فعالان کارگری و اتحاديه ها
........................................................................................ 22منصور اسانلو
.................................................................................................. 22اعتراض مارس
2007 معلمين ............................................................................... 24دانشجويان
............................................................................................................ 25روزنامه نگاران، پژوهشگران و فعالان مستقل
................................................................... 28آيت الله کاظمی بروجردی
..................................................................................... 28علی فرحبخش، هاله اسفندياری و کيان تاجبخش
.................................................................. 285
. بدرفتاری با فعالان بازداشتی در بند 209 اوين .................................................................... 33بدرفتاری در حين بازجويی
......................................................................................... 33حبس انفرادی
......................................................................................................... 356
. سوء استفاده از تشديد تنش های ايران و آمريکا .................................................................... 387
. توصيه ها ............................................................................................................... 40سپاسگزاري
................................................................................................................ 421
ديده بان حقوق بشر ژانويه 20081
. خلاصه و توصيه هادامنه افرادی که در ايران با استناد به مسائل امنيتی و به خاطر فعاليت های سياسی و اعتراض های مسالمت آميز
عليه دولت دستگير می شوند، رو به گسترش است
. افراد دستگير شده اغلب در بازداشتگاه هايی که اداره آنهابيرون از چهارچوب زندانهای معمولی است، نگهداری می شوند
. مخوفترين اين بازداشتگاه ها بند 209 زنداناوين تهران است که در آن افراد دستگير شده ممکن است تحت شکنجه و يا بازجويی های آزار دهنده قرار گيرند
.مسئولين پس از هفته ها و يا ماهها افراد بازداشت شده را با قرار وثيقه يا حبس های تعليقی آزاد می کنند و به اين
ترتيب آنها را تهديد می کنند که ادامه فعاليت های گذشته و يا اعتراض های علنی ممکن است منجر به بازگشت
آنها به زندان شود
.سرکوب اعتراضات مسالمت آميز خصيصه ويژه همه دولت ها در جمهوری اسلامی ايران بوده است
. در هنگامآغاز رياست جمهوری محمود احمدی نژاد در اوت
2005 حکومت ايران از اختيارات قانونی زيادی برایپيگيری منتقدين دولت برخوردار بود
. اما بنظر می رسد آنچه دولت احمدی نژاد را از سايرين متمايز می کند، بسطفراوان دامنه فعاليت ها و تعداد افرادی است که مشمول پيگردهای حکومتی می شوند
.در اوت سال
2005 مامورين امنيتی ايران حداقل 35 عضو جنبش زنان ايران را در بند 209 اوين بازداشتکردند
. آنها همچنين معلمينی که خواستار افزايش حقوق و مزايای بازنشستگی بودند، دانشجويان و فعالانی کهخواهان اصلاحات سياسی بودند و نيز روزنامه نگاران و محققينی که سابقه هيچ نوع فعاليت سياسی نداشتند را
دستگير کردند
. در اکثر اين موارد، بازداشت شدگان همه و يا بخشی از دوران حبس خود را در سلولهای انفرادی(
گاه تا ماهها) گذارندند، از دسترسی به وکيل يا ديدار با خانواده هايشان محروم بودند و برای اعترافهای حقيقی ويا غير حقيقی زير فشارهای شديد روانی و جسمی قرار داشتند
.مجموعه ای از قوانين که در چهارچوب قانون مجازات اسلامی تحت عنوان
"جرايم ضد امنيت داخلی و خارجیکشور
" ("قوانين امنيتی") هستند به حکومت اختيارات وسيعی برای سرکوب هر نوع فعاليت مسالمت آميزی رامی دهد که به نحوی انتقاد از سياست هايش می داند
. قوانين ايران همچنين امکان سلب حق دادرسی به بازداشتیهای امنيتی را می دهد
. گرچه قانون اساسی ايران، قانون آيين دادرسی کيفری، و قانون حقوق شهروندی شاملمفادی در زمينه حقوق بازداشت شدگان و نيز شيوه های بازجويی است، اما قوانين ايران امکان محروميت از
بعضی از اين حقوق و عدم اجرای مفاد مندرج در آنها را نيز می دهد
. مقام های ايران بيش از هر زمان ديگریدر تاريخ معاصر اين کشور از قوانين امنيتی بعنوان بهانه ای برای دستگيری و بازداشت های سياسی بهره برده
اند
. در اغلب موارد هيچ حکم و يا مبنای قانونی برای دستگيری ها وجود ندارد. مسئولين بازداشت شدگان رابدون حضور وکيل و صرفا به منظور يافتن راهی برای متهم کردن آنها تحت بازجويی قرار می دهند
. اين گزارشبا مروری بر روند دادرسی تحت قانون آيين دادرسی کيفری و نيز مقررات مربوط به مسائل امنيتی که اين حقوق
را تا حد زيادی تضعييف کرده، آغاز می شود
."
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"2
يکی ديگر از خصايص بارز دستگيری های سياسی در دولت احمدی نژاد اين است که به جای تمرکز به اقدامات
فردی توجه زيادی به ارتباط افراد با نهادها، اشخاص و منابع مالی خارجی معطوف شده است
. دولت همواره ازقوانين امنيتی که حاوی مفاهيم وسيعی است، بهره می گيرد و هر کس اعم از فعالين حقوق زنان، سازماندهندگان
اتحاديه ها و رهبران دانشجوی متهم به
"جاسوسی"، "اقدام عليه امنيت ملی"، "دريافت پول از خارج" و "برنامهريزی برای انقلاب نرم
" می کند. حکومت ايران از سياست اخير ايالات متحده که طی آن بودجه ای برای "تغييررژيم
" در ايران اختصاص داده به عنوان بهانه ای برای متهم کردن فعالان جامعه مدنی ايران به همکرای باکشورهای خارجی استفاده کرده است
. فعالان سرشناس ايران خاطرنشان کرده اند که حکومت ايران از اختصاصاين بودجه برای تشديد سرکوب جامعه مدنی بهره برداری کرده است
.ديده بان حقوق بشر از حکومت ايران می خواهد که قوانين مبهم امنيتی و نيز ساير قوانينی که امکان سرکوب
خودسرانه و تنبيه افراد را به خاطر ابراز مسالمت آميز نظرات سياسی خود و يا تشکيل انجمن و برگزاری تشکلها
می دهد را اصلاح و يا لغو کند
. اين اقدامات ايران ناقض پيمانهای بين المللی حقوق بشر است که اين کشور عضوو امضا کننده آنهاست
. ديده بان حقوق بشر همچنين از دولت ايران می خواهد با بازداشت شدگان مطابق معيارهایبين المللی رفتار کند و بند
209 زندان اوين را يا در چهارچوب سازمان زندانها و اقدامات تامينی و تربيتی کشوراداره کند و يا آن را تعطيل نمايد
.ديده بان حقوق بشر همچنين از دولت آمريکا می خواهد با گروه های جامعه مدنی ايران برای حمايت از پروژه
هايی که به اعتقاد آنها دستاويز آسانی به حکومت ايران برای سرکوب فعاليتهايشان نمی دهد ارتباط برقرار کند
.توصيه های کليدی به دولت ايران
مشروح توصيه ها به دولت ايران در بخش هفتم آمده است
.•
کليه افرادی که بدليل استفاده مسالمت آميز از حق آزادی بيان، تجمع و تشکل دستگير شده اند آزاد شوند.•
مقام های رده های مختلف وزارت اطلاعات ايران را که مسئول بدرفتاری با بازداشت شدگان بند 209زندان اوين هستند تنبيه شوند و يا تحت پيگرد قانونی قرار گيرند
. بند 209 زندان اوين تحت نظارتسازمان زندانها و اقدامات تامينی و تربيتی کشور قرار گيرد و يا به سرعت بسته شود
.•
" جرايم ضد امنيت داخلی و خارجی کشور " ("قوانين امنيتی") به گونه ای اصلاح شود که هم "امنيتملی" را تعريف کند و هم نقض آن را بطور مشخص چنان تعريف کند که شامل حقوق آزادی بيان، تجمع
و تشکل که توسط معاهدات بين المللی تضمين شده نشود (مفاد قوانين امنيتی نيازمند توجهات ويژه ای
است که در "توصيه ها" در بخش 7 آمده است).
•
قوانينی که "اهانت" به چهرهای دينی و رهبران حکومت را جرم تلقی می کند از قانون مجازات اسلامیبيرون آورده شود.
ديده بان حقوق بشر
3 2008• مفاد قانون آيين دادرسی کيفری که امکان لغو حق داشتن وکيل را در تحقيقات مرحله بازداشت پيش از
دادگاه می دهد، تغيير داده شود. حکومت بايد حق ملاقات بازداشت شدگان امنيتی را با وکيل قانونی که
خود انتخاب کرده اند در طول دوران بازداشت و محاکمه تضمين کند.
توصيه به دولت ايالات متحده
•
با گروه های جامعه مدنی ايران برای حمايت از پروژه هايی که به اعتقاد آنها دستاويز آسانی به حکومتايران برای سرکوب فعاليتهايشان نمی دهد ارتباط برقرار کند
."
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"4
2
. متدلوژی (شيوه تحقيق)حکومت ايران به سازمان های غيردولتی نظير ديده بان حقوق بشر اجازه نمی دهد برای تحقيقات آزادانه در زمينه
نقض حقوق بشر وارد اين کشور شود
. علاوه بر اين، بسياری از فعالان در داخل ايران آسايش خاطری ندارند تابتوانند در زمينه وضعيت حقوق بشر مکالمات تلفنی طولانی داشته باشند و يا از ايميل استفاده کنند
. همانطور کهدر اين گزارش بطور مستند آمده، حکومت ايران اغلب منتقدان خود را متهم می کند که عامل کشورهای خارجی
هستند
. بسياری از فعالان به ديده بان حقوق بشر گفته اند که از کنترل تماس های تلفنی و يا ايميلهای خود توسطحکومت در هراسند
.ديده بان حقوق بشر در اين گزارش با بازداشت شدگان سابق بند
209 اوين از جمله فعالان دانشجويی، حقوق زنانو نيز روزنامه نگاران مصاحبه کرده است
. ديده بان حقوق بشر همچنين با خانواده های بازداشت شدگان سابق بند209
اوين گفتگو کرده است. علاوه بر اين، ديده بان حقوق بشر با کارشناسان قوانين و سياست ايران که برخی ازآنها خود نيز پيش تر در بند
209 اوين در بازداشت بودند، مصاحبه کرده است.ديده بان حقوق بشر به استثنای سه مصاحبه که از طريق تلفن و اينترنت انجام داده، برای بقيه از سرويس های پيام
رسانی آنلاين استفاده کرده است
. ديده بان حقوق بشر با برخی از فعالان و وکلای حقوق بشر در ايران همکارینزديکی دارد
. اين افراد اطلاعات لازم برای انجام اين گزارش را در اختيار ديده بان حقوق بشر قرار داده و بهيافتن اشخاصی که مورد مصاحبه قرار گرفته اند، کمک کرده اند
. ديده بان حقوق بشر همچنين با فعالاندانشجويی، حقوق زنان و روزنامه نگارانی که هم اکنون در آمريکا و کانادا هستند، بطور حضوری، تلفنی و يا
ايميلی مصاحبه کرده است
.ديده بان حقوق بشر از ذکر اسامی و محل زندگی همه مصاحبه شوندگانی که در ايران هستند و برخی از کسانی که
در خارج از ايران بسر می برند، بدليل عواقبی که ممکن است برای آنها و يا خانواده هايشان در پی داشته باشد،
خودداری کرده است
.ديده بان حقوق بشر در روز
22 دسامبر 2007 طی نامه ای به رئيس قوه قضائيه آيت الله شاهرودی و وزيردادگستری غلامحسين الهام سؤالاتی را پيرامون نتايج تحقيقاتمان مطرح کرده اما تا تاريخ
4 ژانويه 2008 هيچگونه پاسخی دريافت نشده است
.ديده بان حقوق بشر
5 20083
. فضای حقوقیابزارهای قانونی ايران و حقوق بين الملل
ممنوعيتهای آزادی بيان، تجمع و تشکل
ابزار اصلی حکومت در خاموش کردن نارضايتی ها مجموعه ای از قوانينی است که در چهارچوب قانون
مجازات اسلامی و تحت عنوان
" جرايم ضد امنيت داخلی و خارجی کشور " ("قوانين امنيتی") قرار دارند. 1 اينقوانين امنيتی آنچنان وسيع تبيين شده اند که به حکومت امکان اين را می دهد که فعاليت های مسالمت آميز و نيز
آزادی بيان را تحت پوشش قانونی حفاظت از امنيت ملی مورد مجازات قرار دهد
. موارد مندرج در اين قوانين ازسال
1996 شامل جرايم امنيتی شده و دولت از آنها برای دستگيری افرادی که منتقد تشخيص می دهد استفاده کردهاست
. برای نمونه در سال 1999 و بدنبال تظاهرات دانشجويی که مورد سرکوب شديد حکومت قرار گرفت، قوهقضائيه از اين قوانين استفاده کرد و منوچهر محمدی، غلامرضا مهاجری نژاد، رحيم رضايی و ملوس رادنيا را
متهم به
"اغتشاش" و "دريافت پول از آمريکا کرد." 2مفاد قوانين امنيتی اشکال گوناگون سخنرانی، اجتماعات و اظهار نظر را ممنوع می کند و به دولت اجازه می دهد
اين اعمال را بطور خودسرانه مورد قضاوت قرار دهد و آنها را
"بر عليه" ملت و يا امنيت ملی تشخيص دهد.ماده
498 قوانين امنيتی تشکيل هر نوع گروهی با هدف " بر هم زدن امنيت ملی" را جرم تلقی می کند. 3 ماده500
هر فردی که " بر عليه نظام جمهوری اسلامی ايران يا به نفع گروه ها و سازمانهای مخالف نظام به هرنحوی تبليغ کند
" را محکوم به سه ماه تا يکسال زندان می کند. ماده 610 هر نوع "تجمع و يا توطئه عليه امنيتداخلی و خارجی ملت يا کمک به ارتکاب آن
" را جرم دانسته و افراد خاطی را به دو تا پنج سال زندان محکوم میکند
. 4 ماده 618 "بر هم زدن نظم و آسايش عمومی و ويا ممانعت مردم از کار" را جرم می داند. 5 همانطور کهيک فعال و دانشجوی حقوق در ايران به ديده بان حقوق بشر گفت
"اين مواد امنيتی چنان کلی هستند که شما میتوانيد هر کسی را به هر دليلی بازداشت کنيد و او را به زندان محکوم کنيد
." 6حکومت به ساير مفاد قانون مجازات اسلامی نظير ماده
513 و ماده 514 برای خاموش کردن کسانی که منتقد میداند، اتکا می کند
. ماده 513 قانون مجازات اسلامی هر نوع "توهين" به هر يک "مقدسات اسلامی" يا چهره های.
1 قانون مجازات اسلامی، کتاب پنج، تعزيرات و مجازاتهای بازدارنده، مصوب 9 مه 1996،
2 "ايران تهديد به محاکمه در دادگاه های انقلاب برای "اغتشاش" می کند"، ديده بان حقوق بشر، 3 اوت 1999http://hrw.org/english/docs/1999/08/03/iran1021.htm
.
3 قانون مجازات اسلامی، کتاب پنج، تعزيرات و مجازاتهای بازدارنده، مصوب 9 مه، ماده 498.
4همان، قانون مجازات اسلامی، کتاب پنج، تعزيرات و مجازاتهای بازدارنده، مصوب 9 مه، ماده 610.
5 همان، قانون مجازات اسلامی، کتاب پنج، تعزيرات و مجازاتهای بازدارنده، مصوب 9 مه، ماده 618.
6 تماس اينترنتی ديده بان حقوق بشر با يک فعال دانشجويی (نام محفوظ)، 13 اوت 2007"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"6
مقدس در اسلام را جرم می داند
. ماده 514 نيز هر نوع "توهين" به اولين رهبر جمهوری اسلامی ايران، آيت اللهخمينی و يا رهبر کنونی را جرم تلقی می کند
. هيچ يک از اين دو ماده تعريفی از"توهين" ارائه نمی کند. 7قانون اساسی ايران حاوی حمايت های چندانی در مقابل چنين قوانين کيفری مبهمی نيست
. گرچه اين قانون اساسیشامل حقوق اوليه نظير آزادی بيان، اجتماعات و انجمن ها می باشد، اما همه آنها مشمول استثناهايی می شوند که
بطور وسيعی تعريف شده اند
. اصل 24 قانون اساسی آزادی مطبوعات و نشريات را تضمين می کند "به جزهنگاميکه مخل اصول بنيادين اسلامی و يا حقوق عمومی شود
. جزئيات اين استثنا در قانون مشخص خواهد شد." 8اصل
26 آزادی انجمن ها را تضمين می کند به جز مواردی که "ناقض اصول استقلال، آزادی و اتحاد ملی ومعيارهای اسلامی بنياد جمهوری اسلامی شود
." 9 اصل 27 تضمين کننده حق تجمع های مسالمت آميز است بهجز مواردی که
"مخل اصول بنيادين اسلام" تشخيص داده شود. 10حق آزادی بيان، اجتماعات و انجمنها که در قوانين بين المللی حقوق بشر لحاظ شده، ممکن است مرزهای تعريف
شده محدودی داشته باشد
. اما استثناهای وسيع مندرج در قانون اساسی ايران، قوانين امنيتی و قانون مجازاتاسلامی بطور کلی تری به حکومت اجازه می دهد اين حقوق را ورای محدوديت هايی که قوانين بين المللی تعيين
کرده، سرکوب کند
.است،
(ICCPR) ايران بعنوان کشوری که از سال 1975 عضو کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسیموظف به پيروی از آن است
. ماده 21 اين کنوانسيون حق آزادی اجتماعات مسالمت آميز را تضمين می کند. 11اين ماده مشخصا تاکيد می کند
"هيچ محدوديتی نبايد شامل اين حق شود مگر آنکه در راستای قانون باشد، در يکجامعه دمکراتيک لازم باشد و در جهت منافع ملی، امنيت عمومی، نظم عمومی، حفاظت از سلامت و روحيه
عمومی و ونيز حفاظت از حقوق و آزادی سايرين باشد
."حق آزادی انجمن ها نيز در حقوق بين الملل بطور کامل روشن و تثبيت شده است
. حق آزادی انجمن ها شايد شاملمحدوديت هايی بشود، اما تنها در موارد از پيش تعيين شده و تحت شرايط خاص
. بر اساس ماده 22 کنوانسيون بين:(
ICCPR) المللی حقوق مدنی و سياسی-
1 هر فردی دارای حق آزادی تشکل با سايرين است که اين شامل تاسيس و يا پيوستن به اتحاديه هایتجاری برای تامين منافع وی می شود،
.
7 همان، قانون مجازات اسلامی، کتاب پنج، تعزيرات و مجازاتهای بازدارنده، مصوب 9 مه، مواد 513 و 514.
8 قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، مصوب 24 اکتبر 1979 ، اصلاح شده در 28 ژوئيه 1989 ، اصل 24.
9 همان، قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، مصوب 24 اکتبر 1979 ، اصلاح شده در 28 ژوئيه 1989 ، اصل 26.
10 همان، قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، مصوب 24 اکتبر 1979 ، اصلاح شده در 28 ژوئيه 1989 ، اصل 2711
کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، مصوب 16 دسامبر 1966 ، قطعنامه 2200 الف ( 21 ) مجمع عمومی سازمان ملل متحد،1966 )
، در 23 مارس 1976 به اجرا گذارده شد. ايران در سال 1975 آن را تصويب کرد. ) سند شماره الف/ 6316ديده بان حقوق بشر
7 2008-
2 هيچ محدوديتی نبايد بر اين حق اعمال شود مگر آنکه در قانون مقرر شود و برای يک جامعه دمکراتيکلازم باشد و در جهت منافع ملی، امنيت عمومی، نظم عمومی، حفاظت از سلامت و روحيه عمومی و نيز
حفاظت از حقوق و آزادی سايرين باشد
. 12همانطور که پروفسور مانفرد نواک در تحليل خود از کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی خاطرنشان می
2
) بايد بطور محدودی تفسير شوند. برای نمونه عباراتی نظير "امنيت ملی" و "امنيت ) کند شروط ماده 22عمومی
" اشاره به شرايطی دارد که در معرض تهديد فوری و خشونت آميزی قرار دارد. شرايط "ضروری" بايدمتناسب باشد
: يعنی اينکه با دلايل مشخصی که برای اين شرايط مطرح می شود، توازن داشته باشد. 13کميته حقوق بشر سازمان ملل متحد که سازمان کارشناسی و بين المللی ويژه نظارت بر پيروی دولت ها از
کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی است، همواره بر اهميت اين تناسب تاکيد کرده است
. بر اساس قوانينبين المللی محدوديها و شرايط
"ضروری" در زمينه آزادی تجمع ها و تشکل ها بايد تناسب داشته باشد: يعنیاينکه با دلايل مشخصی که برای اين شرايط مطرح می شود، توازن داشته باشد
. 14همانطور موارد مستند در اين گزارش نشان می دهد معيارهای حکومت ايران در لغو رد حق آزادی اجتماعات و
انجمن ها نه متناسب است و نه محدود
. بنظر می رسد که اين حکومت هر نوع تجمعی که ناقد سياست هايش باشدرا تهديدی عليه امنيتی ملی و عمومی تلقی می کند
.به همين نحو، حکومت ايران از قوانين امنيتی و نيز ساير بندهای قانون مجازات اسلامی استفاده می کند و هر نوع
سخنی که
"مقدسات اسلامی" و رهبر اين کشور را مورد "توهين" قرار دهد، جرم تلقی می کند و همچنين آزادیبيان را ورای استثناهای مندرج در حقوق بين الملل محدود می کند
. ماده نوزدهم کنوانسيون بين المللی حقوق مدنیو سياسی بر حق داشتن و بيان عقيده و همچنين دسترسی به اطلاعات و نيز شرايط محدود کننده اين حقوق صحه
می گذارد
:-
1 هر کسی بايد بدون هيچ نوع دخالتی حق اظهار نظر و عقيده خود را داشته باشد.-
2 هر کسی بايد حق آزادی عقيده را داشته باشد. اين حق بايد آزادی برای جستجو، دريافت و نيز ارائه هرنوع اطلاعات و نظرات چه شفاهی، چه نوشتاری و چه چاپی را توسط هر نوع رسانه ای که بخواهد
داشته باشد
.-
3 استفاده از حقوق مندرج در پاراگراف دوم اين ماده دربردارنده وظايف و مسئوليت های ويژه ای است.بنابراين اين حقوق می تواند مشمول برخی قيود و شرايط شود
. اما اين بايد توسط قانون روشن شود وضروری تشخيص داشته شود
..
12 همان، کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، ماده 22.
13 مانفرد نواک، کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی سازمان ملل متحد، ناشر ان پی انجل، 1993 ، ص 386 و 38714
کميته حقوق بشر سازمان ملل متحد، برای نمونه نگاه کنيد به: ولاديمير پتروويچ لاپتسويچ در مقابل روسيه سفيد. ارتباطات1997/780
کميته حقوق بشر سازمان ملل متحد. همچنين نگاه کنيد به: ريچارد فرايز "فضای حقوق جامعه مدنی"، سالنامه 2003 جامعه.
مدنی جهانی، فصل نهم، مرکز مطالعه حکومتداری جهانی، مدرسه مطالعات اقتصادی لندن، 2003"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"8
الف
- به منظور احترام به حقوق و آبروی ديگران باشد.ب
- به منظور صيانت از امنيت ملی و نظم عمومی يا سلامت و روحيه عمومی باشد.مشابه شرايط و محدوديت هايی که حکومت ايران بر آزادی اجتماعات اعمال می کند، انتقاد از سياست های کنونی
اين کشور نيز جزء اظهار نظرهايی تلقی می شود که برای امنيت ملی خطرناک است
. 15ممنوعيت
"اهانت" به رهبر و اعمال مجازات های سنگين برای چنين مواردی مانع از هر گونه ارزيابی انتقادآميزاز رهبر يعنی مهمترين و قدرتمندترين جايگاه در حکومت ايران می شود
. 16 در غياب تعريف "اهانت" ، اين مادهو نيز ماده جرم بودن
"اهانت" به "مقدسات اسلامی" می تواند بطور گسترده ای شامل انتقاد از سياست های کنونیايران شود
. 17محدوديت حقوق بازداشت شدگان
حکومت ايران همچنين از برخی متممم های امنيتی برای محروم کردن بازداشت شدگان از حقوقشان استفاده می
کند
. اين حقوق که قانون اساسی و قانون آيين دادرسی کيفری بر آنها صحه می گذارد، مربوط به دوران دستگيری،بازجويی و حبس است
. قانونی اساسی ايران و قانون آيين دادرسی کيفری برای دادگاه های عمومی ونيز دادگاههای انقلاب حقوق بازداشت شدگان و همچنين حدود اقدامات مجاز در دوران دستگيری، بازجويی و حبس را تعيين
کرده است
. (دادگاه های انقلاب در سال 1979 تاسيس شدند. حيطه قضايی اين دادگاه ها جرائمی نظير اقدام عليهامنيت ملی، افترا به بنيانگذار جمهوری اسلامی و رهبر کنونی و نيز قاچاق مواد مخدر است
.) 18حبس های بدون اتهام
اصل
32 قانون اساسی ايران تاکيد می کند "هر گونه اتهامی بايد همراه با دلايل متهم شدن بدون تاخير و بطورکتبی به فرد متهم اعلام و تبيين شود و پرونده موقتی نيز حداکثر طی
24 ساعت به مقام های قضايی ذيصلاحارسال شود
." 19 مطابق ماده 24 قانون آيين دادرسی کيفری مقام های مسئول بايد در مواردی ک " بازداشت متهمبرای تکميل تحقيقات ضروری باشد
"، طی 24 ساعت بطور کتبی دليل بازداشت آنها را اعلام کنند. 20 بر اساسقوانين ايران دستگيری فرد پيش از محاکمه، نياز به حکم قاضی دارد
. علاوه بر اين قاضی بايد فرد بازداشت شدهرا طی
24 ساعت کتبا از اتهامش آگاه کند. 21 ماده 32 قانون آيين دادرسی کيفری تصريح می کند قاضی می توانددر هنگام نقض قوانين امنيتی اجازه دهد متهمين بيش از
24 ساعت در حبس بمانند. 22 ماده 33 اين قانون به فرد.
15 همان، کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، ماده 19.
16 قانون مجازات اسلامی، کتاب پنج، تعزيرات و مجازاتهای بازدارنده، مصوب 9 مه، ماده 514.
17 همان، قانون مجازات اسلامی، کتاب پنج، تعزيرات و مجازاتهای بازدارنده، مصوب 9 مه، مواد 513 و 514.(
تاريخ دسترسی 19 سپتامبر 2007 ) http://judiciary.ir/courts-revolutionarycourts-fa.html ، 18 وبسايت رسمی قوه قضائيه ايران.
19 قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، مصوب 24 اکتبر 1979 ، اصلاح شده در 28 ژوئيه 1989 ، اصل 32.
20 قانون مجازات اسلامی، ماده 24.
21 همان، قانون مجازات اسلامی، ماده 24.
22 قانون آئين دادرسی کيفری دادگاه های عمومی و دادگاه های انقلاب، مصوب مجلس شورای اسلامی 19 سپتامبر 1999 ، ماده 32ديده بان حقوق بشر
9 2008متهم اين حق را می دهد که طی
10 روز خواستار تجديد نظر در دستور حبس خود شود. 23 ماده 33 از يک سوتصريح می کند پرونده بازداشت شدگان بايد طی يک ماه تعيين تکليف شود اما از طرف ديگر به قاضی اختيار
تمديد دستور حبس های موقتی را می دهد
. 24 اين قوانين شامل هيچ محدوديتی برای تعداد دفعات تمديد ايندستورها نمی شود
. 25قوانين بين المللی حقوق بشر تعداد دفعاتی را که قاضی قادر به تمديد حبس پيش از محاکمه است، مشخص نمی کند
.بر اساس کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی
"هر فرد دستگير شده يا بازداشتی متهم به جرايم کيفری ...بايد يا طی مدت زمان معقولی محاکمه شود و يا آزاد شود
. افرادی که در انتظار محاکمه هستند نبايد در حبسبمانند، اما آنها به منظور آزاد شدن بايد تضمين کنند در محاکمه حاضر خواهند شد
." 26 در بسياری از مواردیمندرج در اين گزارش، بازداشت شدگان در طی دوران تحقيقات پيش از محاکمه بدون تماس با دنيای خارج در
حبس نگهداری شده اند
. در همه مواردی که در اين گزارش آمده، حکومت مانع از دسترسی دستگير شدگان بهوکيل شده و در برخی موارد به آنها اجازه نداده که با خانواده هايشان و ساير بازداشت شدگان ارتباط چندان و يا
آنکه اساسا تماسی داشته باشند
.پليس و مامورين امنيتی قوه قضائيه اغلب افراد تحت پيگرد را که مشکوک به نقض قوانين امنيتی هستند، برای
هفته ها و ماهها بدون تفهيم اتهام در حبس های ويژه تحقيقات پيش از محاکمه نگه می دارد و به آنها اجازه نمی
دهد برای به چالش طبيدن فرمان حبس خود در برابر قاضی حاضر شوند
. بازداشت شدگانی که بدون تفهيم اتهامآزاد می شوند، اغلب نگرانند که برای آزار و اذيت مجددا دستگير شوند
. تعدادی از بازداشت شدگان سابق که برایاين گزارش توسط ديده بان حقوق بشر مورد مصاحبه قرار گرفته اند اظهار داشته اند که اين يکی از تاکتيک های
حکومت برای ايجاد فضای رعب است تا فعالان هر لحظه نگران دستگيری مجدد خود باشند
. به گفته اين فعالانحکومت تعمدا اين پرونده ها را باز نگه می دارد تا منتقدان خود را بترساند
.قوانين بين المللی حقوق بشر حبس های خودسرانه را ممنوع می کند
. 27 دستگيری و يا حبس زمانی خودسرانهتلقی می شود که يا در چهارچوب قانون صورت نگيرد و يا آنکه قانون اين نوع دستگيری افراد بدليل استفاده از
حقوق اوليه ای نظير آزادی بيان، تجمع و تشکل را مجاز بداند
. 28ماده نهم کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی تصريح می کند
: "هر فردی که به اتهام ارتکاب اقداماتجنايی دستگير و يا بازداشت شود، بايد به سرعت در برابر قاضی و يا هر مقام ديگری که مطابق قانون دارای
.
23 قانون آئين دادرسی کيفری دادگاه های عمومی و دادگاه های انقلاب، مصوب مجلس شورای اسلامی 19 سپتامبر 1999 ، ماده 3324
همان..
25 قانون آئين دادرسی کيفری دادگاه های عمومی و دادگاه های انقلاب، مصوب مجلس شورای اسلامی 19 سپتامبر 1999.(3)
26 کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، ماده 9.
27 کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، ماده 928
بر اساس گروه کاری حبس های خودسرانه سازمان ملل متحد، محروميت از آزادی زمانی خودسرانه است که ناقض اصول مندرج دربيانيه جهانی حقوق بشر و يا کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی باشد و يا هنگاميکه هنجارهای بين المللی حق محاکمه منصفانه
مورد بی اعتنايی قرار گيرد و يا بطور ناقض اجرا شود
. اساس گروه کاری حبس های خودسرانه سازمان ملل متحد:.
http://193.194.138.190/html/menu2/7/b/arb_det/ardintro.htm"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"10
اختيارات قضايی است حاضر شود و بتواند طی مدت زمان معقولی محاکمه شود و يا آزاد گردد
." 29 به اين ترتيباستثناهای امنيتی مندرج در ماده
32 قانون آيين دادرسی کيفری و مواد متعاقب که تمديد حبس های موقتی را مجازمی کند، ناقض روند دادرسی است که کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی تضمين می کند
."عدم دسترسی به وکيل
قوانين بين المللی حق داشتن وکيل را تضمين کرده است
. گروه کاری حبس های خودسرانه سازمان ملل متحد درگزارش ژوئن سال
2003 نسنبت به عدم دسترسی به وکيل در ايران ابراز نگرانی کرد. 30 اصل 35 قانون اساسیايران حق داشتن وکيل را تضمين می کند
. 31 اما قانون آيين دادرسی کيفری تا حد زيادی اين حق را تضعيف میکند
. ماده 128 قانون آيين دادرسی کيفری خاطرنشان می کند در مراحل تحقيقاتی يک پرونده که ممکن است تا يکماه به طول انجامد
(البته قاضی می تواند اين مرحله از حبس را بطور نامحدودی تمديد کند) "در مواردی کهموضوع جنبه سری دارد و يا قاضی معتقد است که حضور فرد ديگری به جز متهم ممکن است موجب فساد
گردد
" استفاده از وکيل می تواند رد شود. 32 اين ماده همچنين می افزايد در مورد جرايم مربوط به امنيت ملی،"
حضور وکيل در مراحل تحقيقاتی منوط به اجازه دادگاه است." 33 به گفته مهرانگيز کار کارشناس حقوقی ايرانماده
128 به قاضی قدرت مطلق برای سلب حق داشتن وکيل در طی مراحل تحقيقاتی و بازجويی را می دهد. 34حکومت ايران همچنين با برداشتن گام های قانونی اختيارات قضات در سلب حق داشتن وکيل را افزايش داده
است
. ماده 133 چهارمين برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مجلس حق داشتن وکيل را درهمه مراحل محاکمه تاييد کرده اما از طرف ديگر کليه استثناهايی که در ماده
128 آمده را لغت به لغت تکرارکرده است
. اين اسثناها شامل "مواردی می شود که جنبه سری دارد و قاضی تشخيص دهد حضور هر شخصديگری در دادگاه موجب فساد می شود
." 35قوه قضائيه و مامورين امنيتی پليس همواره با استناد به اين استثناها بازداشت شدگان سياسی که مظنون به نقض
قوانين امنيتی هستند را از داشتن وکيل محروم می کنند
. به اين ترتيب نه فقط حکومت اين بازداشت شدگان را بدونتفهيم اتهام برای ماهها بازجويی و حبس می کند، بلکه به آنها اجازه نمی دهد در اين شرايط از نظارت، کمک و
حمايت های يک وکيل بهره مند شوند
. بدون داشتن يک وکيل و عدم مسئوليت پذيری که نبود چنين شخص ثالثی بههمراه می آورد، تحقيقات اغلب شامل آزارهای جسمی و روانی بازداشت شدگان می شود
..(3)
29 کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، ماده 927
،E/CN.4/Sub.2/2003/3/Add. 30 گزارش گروه کاری حبس های خودسرانه سازمان ملل متحد، بازديد از جمهوری اسلامی ايران، , 2.
ژوئن 2003.
31 قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، مصوب 24 اکتبر 1979 ، اصلاح شده در 28 ژوئيه 1989 ، اصل 3532
همان.33
همان..(
34 مهر انگيز کار، "وکلای مدافع، فاقد حق دفاع،" 5 اوت 2005 ، (تاريخ دسترسی 3 اکتبر 2007http://www.mehrangizkar.net/archives/000023.php
.
35 چهارمين برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مصوب مجلس 2 مه 2004 ، ماده 133ديده بان حقوق بشر
11 2008بر اساس قوانين بين المللی دسترسی به وکيل بايد بلافاصله پس از حبس امکان پذير باشد
. 36 کميته حقوق بشرتصريح می کند حداکثر
48 ساعت می توان فرد را بدون وکيل در حبس نگهداشت. 37 استثناهايی که قوانين ايرانبرای محروم کردن از حق وکيل قائل می شوند در تناقض با معيارهای بين المللی هستند
. ماده چهاردهم کنوانسيونبين المللی حقوق مدنی و سياسی حق متهم را برای آماده کردن دفاعيه خود تضمين می کند
. 38 ماده سيزدهم کميتهحقوق بشر تاکيد می کند که در چهارچوب کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی،
فرد متهم بايد زمان و امکانات کافی برای آماده کردن دفاعياتش و نيز ارتباط با وکيل انتخابی
خود را داشته باشد
. ... اين پاراگراف فرعی وکيل را ملزم می کند با فرد متهم در تماس باشد ومحتوای اين ارتباطات را محرمانه نگدارد
. وکلا بايد قادر باشند نمايندگی موکل خود را براساس معيارهای حرفه ای خود بر عهده داشته باشند و قضاوتشان تحت تاثير قيد و بند، نفوذ،
فشار و يا دخالت هيچ فرد و گروهی نباشد
. 39اصول بنيادين سازمان ملل متحد درباره نقش وکلا تصريح می کند
: "کليه افراد دستگير شده، بازداشتی و يا زندانیبايد بدون تاخير، ممانعت و سانسور بتوانند از زمان و امکان کافی برای ملاقات، تماس و مشاوره کاملا محرمانه
با وکيل خود برخودار باشند
. اين مشاوره ها ممکن است در منظر مسئولين انتظامی صورت گيرد، اما نبايد توسطآنها استماع شود
." 40 قوانينی که به حکومت ايران اجازه می دهد بازداشتی های خاص را از داشتن وکيل محرومکند و عملا شامل حال بازداشتی های امنيتی می شود، ناقض تعهدات اين کشور در چهارچوب قوانين بين المللی
است
.حبس های بدون تماس با دنيای خارج
بازداشت شدگان اغلب برای دوره های طولانی در حبس های بدون تماس به دنيای خارج نگه می دارند
. اين گونهحبس ها ناقض حقوق مهم بازداشت شدگان است
. اين حقوق شامل تماس با خانواده و يا مشاوره حقوقی، حضور بیدرنگ در برابر قاضی و نيز برخورد انسانی با فرد بازداشت شده است
. 41 حبس های بدون تماس با دنيای خارجنگرانی از شکنجه و يا ناپديدی را افزايش می دهد
. قانون سازمان ملل درباره حداقل معيارهای رفتار با زندانيانخاطرنشان می کند
: "فرد زندانی که هنوز محاکمه نشده بايد بتواند بلافاصله خانواده اش را از حبس خود مطلع کند01/04/97
، پاراگراف 27 . موسسه . CCPR/C/79/Add. 36 برای نمونه نگاه کنيد به کميته حقوق بشر، نتايج کميته حقوق بشر، گرجستان، 75،
1). اصول بنيادين سازمان ملل متحد درباره نقش وکلا، اصل 1 ) سازمان ملل برای مراقبت از کليه افراد محبوس و زندانی، اصل 17.21-
مرکز حقوق بشر سازمان ملل متحد، "حقوق بشر و حبس های پيش از محاکمه"، ژوئن 1994 ، ص 23.
پاراگراف 13 ،CCPR/CO/78/ISR ،21/08/ 37 کميته حقوق بشر، نتايج کميته حقوق بشر، اسرائيل، 2003.14(
38 کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، ماده ( 3.
پاراگراف 9 ،HRI?GEN/1/Rev.6 at 135 ( 39 سند سازمان ملل متحد، ,( 2003. 1990
، ماده 8 ،A/CONF.144/28/Rev.1 at 40 اصول بنيادين نقش وکلا، 118. 14
و 17 (3)،10 ( 41 نگاه کنيد به کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، مواد ( 1"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"12
و امکانات لازم برای ارتباط و ملاقات با خانواده و دوستان خود را داشته باشد و تنها مشمول محدوديتها و
نظارتهايی شود که برای اجرای عدالت، امنيت و نظم اين نهاد ضروری است
." 42کميته حقوق بشر سازمان ملل متحد مصرانه از دولت ها می خواهد دست به اقدامات لازم عليه اين نوع حبس ها
بزنند
. 43 کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد به کرات بر اين موضع تاکيد ورزيده و در سال 2005خاطرنشان کرد
"حبس های طولانی بدون تماس با دنيای خارج و حبس در اماکن سری ممکن است زمينه سازشکنجه و ساير رفتارها و مجازاتهای سبعانه و غيرانسانی شود و يا حتی خود شکلی از چنين اعمالی باشد
." 44ممانعتی از شکنجه و بدرفتاری وجود ندارد
قوانين ايران شکنجه و ساير برخوردهای غيرصحيح با کليه بازداشت شدگان در هنگام بازجويی و يا در حبس را
ممنوع کرده و استثنايی نيز برای بازداشتی های امنيتی و يا سايرين قائل نشده است
. اصل 38 قانون اساسی ايرانتاکيد ميکند که
"همه اشکال شکنجه به منظور گرفتن اعتراف و يا اخذ اطلاعات ممنوع است. وادار کردن اشخاصبه شهادت دادن، اعتراف کردن و سوگند خوردن مجاز نيست و هر گونه شهادت، اعتراف و سوگندی که تحت
شرايط بغرنجی اخذ شده باشد فاقد ارزش و اعتبار است
. ناقض اين اصل مطابق قانون قابل مجازات است." 45در سال
2004 رئيس قوه قضائيه ايران آيت الله شاهرودی قانون حقوق شهروندی که حقوق محبوسين را روشنمی کند و ممنوعيت های ياد شده را تکرار می کند ابلاغ کرد
. 46 اين قانون همچنين برخی اقدامات خاص از جملهاستفاده از چشم بند در هنگام بازجويی، تحقير بازداشت شدگان، بازجويی از محبوسين بصورتيکه فرد بازجو در
پشت فرد بازداشت شده نشسته باشد و يا صورتش از ديد پنهان باشد را ممنوع می کند
. قانون حقوق شهروندی بروظايف مسئولين نسبت به احترام به حقوق اوليه بازداشت شدگان در کليه شرايط صرفنظر از علل دستگيری آنها
تاکيد دارد
.در قوانين بين المللی نيز آزار و بدرفتاری با بازداشت شدگان به منظور گرفتن اعتراف و يا بدون هيچ دليلی نيز
مطلقا ممنوع شده است
.منع شکنجه و ساير انواع بدرفتاری با افراد بازداشت شده در کليه ميثاقهای حقوق بين الملل منع شده و يکی از
اصول بنيادين
(هنجارهای قطعی) حقوق عرفی محسوب می شود. ماده هفتم کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی وسياسی خاطرنشان می کند
: "هيچ فردی نبايد تحت شکنجه قرار گيرد و يا مشمول رفتار يا مجازات ظالمانه،42
قانون حداقل معيارهای رفتار با زندانيان، مصوب 30 اوت 1955 توسط اولين کنگره پيشگيری از جرائم و رفتار با مجرمين، سند24 ,
، سند سازمان ملل متحد، U.N. ESCOR Supp. (No. 1) at 11، 663C E.S.C قطعنامه ،A/CONF/611, annex I ، سازمان ملل متحدقانون ،
E/5988 ( 62 ، سند سازمان ملل متحد ,( 1977 U.N. ESCOR Supp. (No. 1) at 35، 2076 E.S.C. قطعنامه اصلاحی ،E/3048 (1957).92
.
43 کميته حقوق بشر سازمان ملل متحد، شماره 20 ، پاراگراف 112005
، پاراگراف نهم. / 44 کميته حقوق بشر سازمان ملل متحد، قطعنامه 39.
45 قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، مصوب 24 اکتبر 1979 ، اصلاح شده در 28 ژوئيه 1989 ، اصل 38.
46 قانون حقوق شهروندی، مصوب مجلس در 19 آوريل 2004 ، اصلاح و تصويب شده توسط مجلس در 21 آوريل 2004ديده بان حقوق بشر
13 2008غيرانسانی و تحقير کننده قرار گيرد
." ماده 10 تاکيد می کند: "همه افرادی که از آزادی محروم شده اند بايدمشمول رفتار انسانی شده و به شان ذات انسانی آنها احترام گذارده شود
." 47 ماده 14 حافظ اين حق است که فرد"
وادار نشود عليه خود شهادت دهد و يا اعتراف به جرم کند." 48منع شکنجه و ساير رفتارهای غيرانسانی در ساير اسناد بين المللی نظير بيانيه جهانی حقوق بشر، کنوانسيون منع
شکنجه و ساير رفتارها و مجازاتهای ظالمانه، غيرانسانی و تحقير آميز، مراقبت از کليه افراد محبوس و زندانی و
قانون سازمان ملل درباره حداقل معيارهای رفتار با زندانيان نيز مشاهده می شود
.ديده بان حقوق بشر در اين گزارش بطور مستند به نقض مستمر قوانين ايران و نيز قوانين بين المللی در منع
بدرفتاری با بازداشت شدگان در هنگام حبس و يا بازجويی در اماکنی نظير بند
209 زندان اوين تهران پرداختهاست
. بر اساس اظهارات بازداشت شدگان که در اسناد عمومی منتشر شده و يا مستقيما با ديده بان حقوق بشر درميان گذارده شده، مقام هايی که در وزارت اطلاعات مشغول به کار هستند، ممنوعيت های ياد شده در قانون
اساسی ايران، قانون آيين دادرسی کيفری، قانون حقوق شهروندی و نيز تعهدات ايران در قبال قوانين بين المللی را
مورد بی اعتنايی و يا تمسخر قرار می دهند
. مامورين وزارت اطلاعات بازداشت شدگان را در طی بازجويیهايی که اغلب در تمام ساعات روز و نيز بطور متمادی صورت می گيرد، چشم بسته نگه می دارند
. اين گزارشحاوی اسنادی است که نشان می دهد بازجويان و نگهبانان وزارت اطلاعات بازداشت شدگان را برای اخذ اعتراف
های اجباری مورد ضرب و شتم و تحقير قرار داده اند
.حکومت همچنين با محبوس کردن بازداشت شدگان امنيتی در سلولهای انفرادی برای مدت زمان طولانی قوانين
ايران و نيز قوانين بين المللی را زير پا گذارده است
. در طی دو سال گذشته حکومت ايران دانشجويان، فعالانحقوق زنان، روزنامه نگاران و پژوهشگران مستقل را گاهی تا بيش از
200 روز حبس کرده است. اين اقداماتغيرانسانی بر روی بازداشت شدگان اثرات روانی وخيم و درازمدتی بر جای می گذارد
.قوانين سازمان زندان ها حداکثر اجازه
20 روز حبس انفرادی برای مجازات های تنبيهی را می دهد. 49 معيارهایکيفری بين المللی تاکيد دارد که حبس های انفرادی بايد تنها برای مدت کوتاه، بصورت فردی، تحت نظارت شديد
(
از جمله با حضور پزشک) و تنها بدلايل مشروع کيفری تنبيهی و يا برای پيشگيری های امنيتی صورت گيرد.کميته حقوق بشر سازمان ملل متحد تاکيد می کند
"حبس فرد بازداشتی و يا زندانی بطور انفرادی و برای مدتیطولانی ممکن است رفتاری شکنجه آميز، ظالمانه و غيرانسانی محسوب شود
. " 50گروه کاری سازمان ملل در زمينه حبس های خودسرانه در گزارش سال
2004 خود درباره ايران می نويسد:47
کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، اصل 10.
48 کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، اصل 1449
آيين نامه زندانهای ايران، سازمان زندانها و اقدامات تامينی و تربيتی کشور،.
تاريخ دسترسی 21 سپتامبر 2007 )، ماده 175 ) http://www.prisons.ir/fa/PrisonsOrganNewFormualPart2.php#anchor01.
پاراگراف 6 ،HRI/GEN/1/Rev.1 at 30 ( 50 کميته حقوق بشر سازمان ملل متحد، متن کلی 20 ، ماده 7، سند سازمان ملل متحد ,( 1994"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"14
اين گروه کاری در ديدار ناقص خود از بند
209 زندان اوين برای اولين بار از هنگام تاسيسخود با اين پديده مواجه شد که استراتژی استفاده وسيع از سلولهای انفرادی برای هدف های
سنتی تنبيهی نيست، بلکه فعل آن همان غايت است
. اين مسئله تنها به چند سلول تنبيهی خلاصهنمی شود بلکه
"زندانی در درون زندان" است و ويژه آزارهای سيستماتيک و وسيع برای دورههای زمانی بسيار طولانی است
.بنظر می رسد که اين يک واقعيت تثبيت شده است که استفاده از اين حبس ها امکان اخذ
"
اعتراف" و متعاقب آن "توبه های علنی" (در تلويزيون) را فراهم می کند. اين نوع مدارک وشواهد علاوه بر ماهيت غيرانسانی، به وضوح غيرقابل پذيرش هستند
. 51اين گروه کاری افزود
: "چنين سلولهای انفرادی مطلقی در مدت طولانی رفتاری غيرانسانی به معنايی که درکنوانسيون منع شکنجه آمده است محسوب می شود
." 52اداره بازداشتگاه ها
بر اساس آيين نامه ملی زندانهای ايران، سازمان زندانها و اقدامات تامينی و تربيتی کشور
("سازمان زندانها")مسئول نظارت بر کليه موسسات تربيتی و زندانهای ايران است
. اين سازمان نيز خود زير نظر مستقيم قوه قضائيهاست
. 53قوه قضائيه ايران نهاد پيچيده ای است که اغلب منعکس کننده نبرد قدرت گروه های مختلف در درون حکومت
است
. بسياری از فعالان و بازداشت شدگان سابق که برای اين گزارش با ديده بان حقوق بشر مصاحبه شده اند، ازتجربيات گوناگون خود با نظام قضائی گفته اند
. آنها تشريح کرده اند که قوه قضائيه يکدست نيست، بلکه دارایبخش ها و مسئولينی است که ممکن است در تضاد با يکديگر عمل کنند
.ديده بان حقوق بشر در گذشته گزارش های مستندی از نقض های حقوق بشر که از قوه قضائيه نشات گرفته، تهيه
کرده است
. گرچه آيت الله شاهرودی رئيس کنونی قوه قضائيه اصلاحاتی صورت داده، اقدامات او به هدف خودنرسيده است
. زيرا مقام هايی که به دستورات شاهرودی و قوانين ايران بی اعتنا هستند، به ندرت پاسخگوی اعمالخود هستند
. برای نمونه با وجود آنکه آيت الله شاهرودی در سال 2002 دستور داد سنگسار کردن بعنوان يکی ازاشکال مجازات لغو شود، مقام های دادگاه استان قزوين در ژوئيه سال
2007 مردی بنام جعفر کيانی را به جرمزنا سنگسار کردند
. 54 همين بی اعتنايی و فقدان مسئوليت پذيری در مورد قانون حقوق شهروندی نيز کهپاراگراف ،
E/CN.4/2004/3/Add. 51 گزارش گروه کاری حبس های خودسرانه سازمان ملل متحد، بازديد از جمهوری اسلامی ايران، 2. 55
، ص 15.
پاراگراف 55 ، ص 16 ،E/CN.4/2004/3/Add. 52 گزارش گروه کاری حبس های خودسرانه سازمان ملل متحد، , 2.(
تاريخ دسترسی 21 سپتامبر 2007 ) ،www.prisons.ir ، 53 وبسايت زندانهای ايران، سازمان زندانها و اقدامات تامينی و تربيتی کشور،
54 نگاه کنيد به "ايران: از سنگسار مادر محکوم شده جلوگيری کنيد"، ديده بان حقوق بشر، 11 ژوئيه 2007.
http://hrw.org/english/docs/2007/07/11/iran16378.htmديده بان حقوق بشر
15 2008شاهرودی در سال
2004 ابلاغ کرد، مشاهده می شود. 55 اين گزارش حاوی موارد متعدد بی اعتنايی صريحمامورين وزارت اطلاعات به اين قوانين است
. در هيچ يک اين موارد، مامورين از سوی قضات دادگاه ها و ياساير مقام های قوه قضائيه پاسخگو و مسئول شناخته نشدند
. (جزئيات قانون حقوق شهروندی در بخش سوم آمدهاست
.)ماده
24 آيين نامه زندانها تاکيد می کند که "قوه قضائيه، مجريه، بخش های اطلاعات، پليس و نظامی از داشتنبازداشتگاه های خود ممنوع هستند
" و سازمان زندانها و اقدامات تامينی و تربيتی کشور موظف به نظارت بر کليهزندانها و بازداشتگاهها است
. با وجود اين الزامات قانونی، دولت اداره تعداد غيرمشخصی از بازداشتگاه ها را کهبيرون از نظارت سازمان زندانها و اقدامات تامينی و تربيتی کشور قرار دارند، بر عهده دارد
. 56 اين بازداشتگاهها فاقد هر گونه مبنا و نظارت روشن قانونی است
.در ميان بازداشتگاههايی که قاقد اعتبار قانونی هستند، بند
209 اوين از همه شناخته شده تر است. مجموعه زنداناوين در شمال تهران مستقر است و شامل بخش های مختلف است
. اين زندان علاوه بر بندهای مختلف، کارگاههای آموزشی، بخش های وزرشی که برای افرادی که در بندهای عمومی هستند قابل استفاده است، دارای
ساختمانهايی است که کاملا از بيرون از کنترل سازمان زندانهاست
. 57 مسئولين قوه قضائيه، سپاه پاسداران انقلاباسلامی ايران و وزارت اطلاعات از بند
209 برای حبس "زندانی های امنيتی" استفاده می کنند. بند 209 تنهابخش زندان اوين نيست که اين وضعيت را دارد
. بند 240 و 325 الف نيز جزء واحدهای بازداشت و بازجويیزندانيان امنيتی هستند که کاملا ورای نظارت سازمان زندانها قرار دارند
. 58 به گفته يکی از بازداشت شدگانسابق، بند
240 يک ساختمان چهار طبقه و شامل حدود 700 تا 800 سلول انفرادی است. 59 اکبر گنجی روزنامهنگار و فعال سياسی سرشناس که در بند
240 حبس بود، می گويد حفاظت اطلاعات قوه قضائيه کنترل طبقه اولاين ساختمان را در دست دارد و نيروهای امنيتی پليس نيز گاهی از بخش های ديگر برای بازداشت و بازجويی
"
زندانی های امنيتی" استفاده می کند. 60.
55 قانون حقوق شهروندی، مصوب مجلس در 19 آوريل 2004 ، اصلاح و تصويب شده توسط مجلس در 21 آوريل 200456
ديده بان حقوق بشر پيش تر در گزارشی در تاريخ ژوئن 2004 به تشريح زندان های غيرقانونی پرداخته است: "همچون مرده در،
2، ژوئن 2004 (E), تابوتهايشان: شکنجه، حبس و سرکوب دگرانديشی در ايران"، جلد 16 ، شماره.
http://hrw.org/reports/2004/iran0604/index.htm.
57 همان. و نيز مصاحبه ديده بان حقوق بشر با علی افشاری بازداشتی سابق و فعال دانشجوی، 26 فوريه 200758
مصاحبه ديده بان حقوق بشر با علی افشاری، 26 فوريه 2007 . زندانيان سابق می گويند علاوه بر علاوه بر واحدهايی که در داخلمحوطه زندانها نظير آنهايی که در داخل مجموعه اوين هستند، بازداشتگاه های ديگری نيز در ساير نقاط از جمله در پايگاه های ارتش و
يا سپاه پاسداران وجود ندارند
. زندان 59 که به عشرت آباد معروف است و در يکی از پادگان های سپاه پاسداران مستقر می باشد از جملهاين بازداشت گاههاست
. فريبا داوودی مهاجر که پيش تر در زندان 59 بازداشت بوده، اطلاعاتی در زمينه اين زندان و تجربه حبس.
انفرادی خود گذارده است. مصاحبه ديده بان حقوق بشر با فريبا داوودی مهاجر، واشنگتن دی سی، 8 مارس 2007.
59 مصاحبه ديده بان حقوق بشر با علی افشاری، 26 فوريه 200760
اکبر گنجی، "مانيفست جمهوريخواهی، فصل دوم، "تحريم انتخابات رياست جمهوری، گامی بسوی دمکراسی و جامعه باز"، بر رویتاريخ دسترسی
) ،://freeganji.blogspot.com/2005/05/republican-manifesto-ii-preface.html ، وبلاگ "گنجی را آزاد کنيد" 30 ماه 2005.13-
16 ژوئيه 2007 ). برای اطلاعات بيشتر درباره نيروهای امنيتی قوه قضائيه رجوع کنيد به: "همچون مرده در تابوتهايشان" ص 16"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"16
وزارت اطلاعات و نيز نيروهای امنيتی پليس قادرند بيرون از نظارت سازمان زندانها کنترل کامل همه ابعاد
بازداشت از جمله تعداد و شيوه بازجويی و نيز دسترسی بازداشت شدگان به وکيل، تلفن و امکان ملاقاتشان را بر
عهده داشته باشند
. آنها همچنين می توانند در بعضی موارد وضعيت فرد بازداشت شده از جمله مرحله تحقيقاتپيش از محاکمه را که او هنوز بطور رسمی متهم نشده، سری نگهدارند
.ديده بان حقوق بشر در دوران رئيس جمهور سابق، محمد خاتمی، گزارش های مستندی درباره اينکه چگونه
وزارت اطلاعات با بکارگيری مامورين امنيتی و بازجويان از اتهام های مبهمی نظير
"اشاعه کذب"، "توهين بهرهبر
" و "تشويش اذهان عمومی" برای ارعاب منتقدين استفاده کرد. مسئولين همچنين گاهی از اتهام های امنيتیبرای دگرانديشی های مسالمت آميز بخصوص عليه دانشجويان معترض در سالهای
1999 و 2003 استفادهکردند
. 61 با اين وجود دولت خاتمی اصلاحات قابل ملاحظه ای انجام داد. در سال 2001 مقام های مختلفی ازجمله اعضای مجلس تلاش کردند تحقيقاتی در زمينه وجود بازداشتگاه های غيرقانونی انجام دهند
. نمايندگان مجلساز مقام های وزارت اطلاعات خواستند به آنها اجازه دهند بازداشتگاه های غيرقانونی در اوين را مورد بازرسی
قرار دهند
. وزارت اطلاعات تنها امکان دسترسی محدودی به اوين را داد، اما به آنها اجازه نداد از بند 209 ديدنکنند و يا با افراد بازداشتی در اين بند ملاقات کنند
. 62با اين وجود نمايندگان مجلس پس از بازرسی خود از حکومت خواستند بازداشتگاه های غيرقانونی در داخل اوين
و در ساير نقاط شهر تهران را تعطيل کند
. 63 اما به جز گزارشهای منتشره درباره تعطيلی زندان توحيد کهحکومت در آن تعدادی از فعالان مرتبط با تظاهرات دانشجويی ژوئيه
1999 را زندانی و شکنجه کرده بود،خواسته نمايندگان مجلس مورد بی اعتنايی حکومت قرار گرفت
. 64 اما اين تقاضاها برای شفافيت و مسئوليتپذيری گام های مهمی به سمت به رسميت شناختن نقض حقوق بشر در بازداشتگاه های غيرقانونی ايران بود
.به نظر می رسد که دولت احمدی نژاد همه اين دستاوردهای کوچک را منتفی کرده است
. افزايش تعداد و نرخافراد حبس شده در بازداشتگاه های غيرقانونی نشان می دهد که اينگونه اقدامات نه فقط کنار گذاشته نشده، بلکه
حکومت بطور فزاينده ای از حبس های خودسرانه و بازجويی های آزاردهنده بعنوان يکی از شيوه های سرکوب
وسيع فعاليت هايی استفاده می کند که انتقاد از نظام حاکم شناخته می شوند
. علاوه بر اين، علی اکبر موسویخوئينی نماينده مجلس که رهبری تقاضای بازديد و بستن بازداشتگاه های غيرقانونی را داشت، خود پس از آنکه
در ژوئن
2006 به علت شرکت در تجمع اعتراض آميز حقوق زنان (در ذيل آمده) دستگير شد، به مدت 130روز در بند
209 حبس شد. بخش قابل توجهی از اين حبس بطور انفرادی سپری شد. 6561
نگاه کنيد به ديده بان حقوق بشر، : "همچون مرده در تابوتهايشان"، ص 27 و 40 و نيز "ايران تهديد به محاکمه در دادگاه های انقلاب.
http://hrw.org/english/docs/1999/08/03/iran1021.htm ، برای "اغتشاش" می کند"، ديده بان حقوق بشر، 3 اوت 1999.
62 مصاحبه ديده بان حقوق بشر با نماينده پيشين مجلس (نام محفوظ)، 12 فوريه 2007.
63 همان، مصاحبه ديده بان حقوق بشر با نماينده پيشين مجلس (نام محفوظ)، 12 فوريه 2007.
64 همان، و نيز ديده بان حقوق بشر، : "همچون مرده در تابوتهايشان"، ص 17،
65 نگاه کنيد به "حمله نيروهای پليس به تظاهرکنندگان برای حقوق زنان"، ديده بان حقوق بشر، 15 ژوئن 2006.
http://hrw.org/english/docs/2006/06/15/iran13548.htmديده بان حقوق بشر
17 2008اظهارات بازداشت شدگان سابق به ديده بان حقوق بشر حاکی از آن است که وزارت اطلاعات که اداره بند
209زندان اوين را بر عهده دارد و مسئول همه بازداشت ها و بازجويی های انجام شده در آن است، هيچ توجهی به
قوانين و تعهدات بين المللی ايران ندارد
. اقدامات و اظهارات پرسنل وزارت اطلاعات (برخی از اقدامات آنها دربخش
5 آمده است) نشان می دهد که آنها خود را بالاتر از قانون می دانند و نه پاسخگوی قوانين کشور هستند و نهشهروندان
."
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"18
4
. اهداف سرکوبهای فزايندهوجه مشترک تجربيات همه بازداشت شدگان فعال در بخش های مختلف جامعه مدنی که ذکر آنها در اين گزارش
آمده، محروميت از حق آزادی بيان، تجمع و تشکل است که به حبس های خودسرانه، خشونت در هنگام دستگيری،
شکنجه و بدرفتاری در هنگام حبس و نيز پيگرد قانونی آنها انجاميده است
. همگی مدتی را در بند 209 اوين بهسر بردند
. مشروح تجربيات همگی در بخش بعدی آمده است.بيشتر افرادی که ذکر آنها در اين گزارش آمده، ديگر در حبس نيستند
. مسئولين دادگاه، بازداشت شدگان را با قراروثيقه و بدون تعيين تاريخ دادگاه يا صدور احکام تعليقی آزاد می کنند تا بتوانند آنها را تحت تهديد دايم دستگيری
مجدد و يا تمديد حبس نگهدارند
. اين اقدامات که به فعالان اجازه می دهد در بيرون از زندان باشند، به حکومتوجهه ای ملايم می دهد
. اما آزادی اين افراد مشروط است و حکومت هميشه اين گزينه را دارد که برای ساکتنگهداشتن فعالان، تاريخ محاکمه آنها را تعيين کند و يا احکام تعليقی آنها را به اجرا گذارد
.جنبش زنان
در سالهای اخير فعالان جنبش زنان در ايران جزء سازمان يافته شده ترين گروه هايی بوده اند که برای پيشبرد
حقوق انسانی زنان، مردان و کودکان اين کشور کوشش می کنند
. طی دو سال گذشته فعاليت آنها عمدتا در قالبپروژه های ملی نظير
"کمپين يک ميليون امضا" (پروژه آگاه کردن عموم از قوانين تبعيض آميز عليه زنان وتلاش برای تغيير اين قوانين
) 66 ، "کمپين پايان هميشگی سنگسار" و نيز پروژه های محدودتر مثل مجاز کردنزنان به حضور در مسابقات ملی فوتبال بوده است
. مسئولين حکومتی در دولت احمدی نژاد واکنش مناسبی بهفعالان حقوق زنان نشان نداده اند و کمپين های خود را برای سکوت و ارعاب حاميان اين جنبش براه انداخته اند
.با وجود حمايت های قانون اساسی از حق تجمعات مسالمت آميز، حکومت ايران به طرق مختلف از جمله عدم
صدور مجوز لازم برای اين تجمعات، تهديد سازمان دهندگان آنها، به هم ريختن تظاهرات و دستگيری شرکت
کنندگان در آنها کوشش کرده است اين فعالان را از حقوق خود محروم کند
. يکی از فعالان حقوق زنان به ديده بانحقوق بشر گفت
:دريافت مجوز برگزاری تجمعات راه های قانونی دارد، اما اين از اين مجوز بطور دلبخواهی و
خودسرانه استفاده می شود
. گروه های محافظه کار که در جلوی سفارت خانه ها اجتماع میکنند، نيازی به مجوز ندارند و کسی نيز تجمع آنها را به هم نمی ريزد
. اما گروه هايی که منتقدحکومت تشخيص داده می شوند، حتی وقتی مجوز هم دارند، تحت آزار و اذيت قرار می گيرند
.آنها سازمان های غيردولتی
(ان جی او) ما را می بنند، به ما مجوز برگزاری سمينار در اماکنعمومی را نمی دهند
. گاهی آنها به ما اجازه برگزاری تجمعی را می دهند، اما در لحظه آخر آن.(
تاريخ دسترسی 19 سپتامبر 2007 ) http://www.wechange.info/ ، 66 وبسايت کمپين يک ميليون امضا برای تغييرديده بان حقوق بشر
19 2008را لغو می کنند
. پيش از تجمعی که قرار بود در 12 ژوئن سال 2006 برگزار شود، مامورينوزارت اطلاعات تماس های تلفنی تهديد آميزی با سازمان دهندگان اين تجمع گرفتند و به مردم
معمولی نيز با ارسال پيغام هايی به تلفن های همراهشان هشدار داده شد از شرکت در آن
خودداری کنند
. ما بيانيه های عمومی متعددی صادر کرديم تا تاکيد کنيم اين تجمع مسالمت آميزاست، اما در روز برگزاری، پليس و نيروهای امنيتی حتی به مردم اجازه نمی دادند که در
گروه های دو نفری و يا سه نفری کنار هم بايستند
. 67موج سرکوب های عمده جنبش زنان از تابستان
2006 آغاز شد. تظاهرات 12 ژوئن که ذکر آن توسط يکیفعالان رفت، نقطه عطفی بود که جزئيات آن در پی می آيد
.تظاهرات
12 ژوئن 2006 و تبعات آنائتلاف وسيعی از فعالان دعوت به تجمع مسالمت آميزی در روز
12 ژوئن در ميدان هفتم تير تهران کردند تا طیآن خواستار تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان شوند
. تظاهرکنندگان که نتوانسته بودند مجوز لازم را کسب کنند،چنين استدلال کردند که حکومت بدلايل سياسی از صدور مجوز خودداری کرده زيرا اصل
27 قانون اساسی حقآنها برای برگزاری تجمع های مسالمت آميز را تضمين می کند
. 68 در آن روز پليس و نيروهای امنيتی پيش ازشروع تظاهرات، برای جلوگيری از حضور شرکت کنندگان وارد ميدان هفت تير شدند و با استفاده از زور به
متفرق کردن جمعيت پرداختند
. 69 آسيه امينی روزنامه نگار و فعال حقوق زنان که در اين تظاهرات شرکت کرد،در وبلاگ خود تشريح کرد که چگونه پليس و مامورين امنيتی به تظاهرکنندگان حمله کردند
:گفتند بلند شويد
. گفتيم کاری نمی کنيم! فقط نشسته ايم اينجا. گفتند بلندشويد! گفتيم نشستن درپارک جرم نيست
! گفتند با زبان خوش می گوييم بلند شويد! وگرنه.... و فرصت گفت و گو تاهمين حد بود
. حرف مشترکی با هم نداشتيم و هر دو طرف اين را خوب می دانست. زدند. يعنیکه شوخی نداريم
! و ما همچنان نشسته يا ايستاده گفتيم چرا؟! از پارک بيرونمان کردند. بهضرب و زور
. راه رفتيم. آرام و مسالمت آميز . دور پارک را. بيرونمان کردند. و زدند هم.کسی داد زد
:" من مادرتم، خجالت بکش!"جواب اين بود: "من مادر پتياره ای مثل تو ندارم!" وچنان هلش داد که صدای هوی جمعيت بلند شد
. رفتيم- ما رابردند!- دورميدان. کاغذهايی را بهدست گرفتيم که روی آن نوشته بود
: "قوانين ضد زن را عوض کنيد!" " ما حق يک انسانکامل را می خواهيم
" و ... شروع کرديم به زمزمه که " ما زنيم، انسانيم، اما حقی نداريم!" و "ای زن ای حضور زندگی
..." و اين بار از هر طرف زدند. فقط مرد هم نبودند. زنهای چادری.
67 تماس اينترنتی ديده بان حقوق بشر با يک فعال حقوق زنان (نام محفوظ)، 14 اوت 2007.
68 تماس اينترنتی ديده بان حقوق بشر با يک فعال حقوق زنان (نام محفوظ)، 30 اکتبر 2007.
69 تماس اينترنتی ديده بان حقوق بشر با يک فعال حقوق زنان (نام محفوظ)، 14 اوت 2007"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"20
که داد می زدند
: با پليس جر و بحث نکن! و کار که به جر و بحث می کشيد، فحش و لگد بودکه از زير چادرها بيرون می ريخت
! 70روز
14 ژوئن سخنگوی قوه قضائيه تاييد کرد که مامورين امنيتی 42 زن و 28 مرد را به اتهام "شرکت در يکتجمع غيرقانونی
" دستگير کردند. 71 همه اين افرد در بند 209 اوين حبس شدند. مسئولين همه اين هفتاد نفری کهدستگير شده بودند را به جز يکنفر تا
18 ژوئيه آزاد کردند (علی اکبر موسوی خوئينی نماينده مجلس که پيش ترذکر او رفت، تنها فرد زندانی بود که آزاد نشد
. او 130 روز ديگر را در بند 209 اوين سپری کرد. بسياری ازدوران حبس او که تا اکتبر ادامه يافت در سلول انفرادی گذشت
). 72 اما اتهام های بازداشت شدگان معلق باقی ماندو قوه قضائيه به پيگرد برخی از سازماندهندگان اين تظاهرات ادامه داد
.شعبه ششم دادگاه انقلاب
4 مارس 2007 را تاريخ محاکمه پنج تن از فعالان سرشناس حقوق زن که در برنامهريزی اين تظاهرات ايفای نقش کرده بودند، تعيين کرد
. اين پنج تن عبارت بودند از: نوشين احمدی خراسانی،پروين اردلان، شهلا انتصاری، فريبا داودی مهاجر و سوسن طهماسبی
. در روز دادگاه يعنی 4 مارس طرفداراناين زنان در بيرون از دادگاه تجمعی مسالمت آميز در اعتراض به ادامه آزار فعالان برگزار کردند
. نيروهایامنيتی بطور خشونت آميزی اين تجمع را به هم ريختند و
33 نفر از تظاهرکنندگان از جمله چهار زنی که برایدادگاه خود حاضر شده بودند را دستگير و به بند
209 اوين منتقل کردند. 73مقامات همه اين افراد را به جز دو زن، شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده، در روز
8 مارس آزاد کردند. اما دوتن ياد شده تا
19 مارس در بند 209 اوين باقی ماندند. آنها از ششم تا پانزدهم مارس را در سلولهای انفرادیگذراندند
74 (مسئولين شهلا انتصاری را از روز اول دستگيری در 4 مارس در سلول انفرادی نگهداشتند). 75همه اين اشخاص با قرار وثيقه که معادل رقمی بين
50 هزار تا 200 هزار دلار آمريکا بود آزاد شدند. 76 دادگاه4
مارس نيز لغو شد، اما همانطور که در بخش های بعدی اين گزارش آمده، حکومت بسياری از فعالان حقوقزنان را تحت پيگرد قانونی قرار داد و آنها را به جرايم امنيتی محکوم کرد
.تاريخ دسترسی،
18 ) http://varesh.blogfa.com/post-213.aspx ، 70 آسيه امينی، "صدای آزادی زنان خيلی نزديک است"، وبلاگ وارش.(
ژوئيه 2007،
71 "حمله نيروهای پليس به تظاهرکنندگان برای حقوق زنان"، ديده بان حقوق بشر، 15 ژوئن 2006.
http://hrw.org/english/docs/2006/06/15/iran13548.htm.(
72 "موسوی خوئينی آزاد شد" ، خبرگزاری دانشجويان ايران، 22 اکتبر 2006 ، (تاريخ دسترسی، 10 اوت 2007،
73 "ايران: فعالان و مروجان حقوق زنان را آزاد کنيد"، ديده بان حقوق بشر، 9 مارس 2007فريبا داوودی مهاجر يکی از اين زنان بود که در زمان جلسه دادگاه در خارج از
.http://hrw.org/english/docs/2007/03/07/iran15452.htmايران بود
.،
74 "شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده آزاد شدند" ، ميدان، 19 مارس 2007.(
تاريخ دسترسی، 17 اوت 2007 ) ،http://www.meydaan.com/English/showarticle.aspx?arid=214&cid=52،
75 "هشت زن آزاد شدند، 24 زن در اعتصاب غذا، يکی در سلول انفرادی"، ميدان، 6 مارس 2007.(
تاريخ دسترسی، 17 ژوئيه 2007 ) ،http://www.meydaan.com/English/news.aspx?nid=211ديده بان حقوق بشر
21 2008محبوبه حسين زاده و ناهيد کشاورز که جزء
33 نفر دستگير شده در ماه مارس بودند، همراه با دو زن و يک مردديگر در هنگام جمع آوری امضا در پارک لاله برای کمپين
"يک ميليون امضا" توسط مامورين امنيتی بازداشتشدند
. بعد از حضور در يکی از شعبه های دادگاه انقلاب، مقامات آن سه تن را آزاد کردند، اما حسين زاده وکشاورز را به زندان اوين منتقل کردند
. اما آنها را اين بار نه به بند 209 بلکه به بند عمومی زنان بردند. اتهامهاینامعلوم اين دو، به صدور حبس موقت آنها انجاميد
. 77 حسين زاده و کشاورز سيزده روز پس از دستگيری آزادشدند
. 78 اتهام های آنها احتمالا معلق باقی می ماند.در سيزدهم آوريل، آسيه امينی، شهلا انتصاری، فريده انتصاری، ناهيد انتصاری، رضوان مقدم و آزاده فرقانی
احضار شدند
. مسئولين از آنها درباره شرکتشان در تظاهرات مسالمت آميز چهارم مارس در بيرون دادگاهبازجويی کردند
. دادگاه آنها را متهم به "تجمع غيرقانونی برای اقدام عليه امنيت ملی"، "بی اطاعتی از پليس" و"
بر هم زدن نظم عمومی" کرد. آزاده فرقانی به دو سال حبس تعليقی محکوم شد. شهلا انتصاری نيز به سه سالحبس محکوم شد که دو سال و نيم از آن برای پنج سال به حال تعليق در آمد
. 79در
17 آوريل، شعبه امنيت ويژه دفتر دادستان عمومی تهران احضاريه های ديگری برای ساير زنانی که در تجمع4
مارس شرکت داشتند، فرستاد: پروين اردلان، نوشين احمدی، مريم ميرزا، الناز انصاری، نسرين افضلی و زراامجديان
. 80 در همان روز شعبه ششم دادگاه انقلاب احکام دو تن از زنانی که در تظاهرات 12 ژوئن 2006 درميدان هفتم تير دستگير شده بودند را صادر کرد
: سوسن طهماسبی به دو سال زندان محکوم شد که يک سال و نيمآن تعليقی بود
. دادگاه فريبا داوودی مهاجر را نيز بطور غيابی به چهار سال زندان محکوم کرد که يک سال آنتعليقی است
. 81 مهاجر داوودی در هنگام تشکيل دادگاه برای ديدار با خانواده خود در آمريکا بسر می برد و پساز صدور حکم نيز همچنان در آمريکا مانده است
. 82روز دوم ژوئيه دلارام علی دانشجوی
24 ساله جامعه شناسی و عضو کمپين "يک ميليون امضا" در واکنش بهاحضاريه خود به شعبه
15 دادگاه انقلاب، علت اين احضار را جويا شد. ظاهرا دادگاه در پاسخ به اين واکنش چالش،
76 "مصاحبه کوتاهی با پرستو دوکوهکی پس از آزادی"، ميدان، 7 مارس 2007200
هزار دلار وثيقه برای محبوبه عباسقلی زاده و شادی صدر"، ميدان، 16 " ،http://www.meydaan.com/English/news.aspx?nid=229.(
مارس، (تاريخ دسترسی هر دو، 17 ژوئيه 2007،
77 "ايران: فعالان حقوق زنان را آزاد کنيد"، ديده بان حقوق بشر، 7 آوريل 2007http://hrw.org/english/docs/2007/04/07/iran15668.htm.
78
"دو فعال زن ايرانی آزاد شدند؛ 11 نفر بقيه به دادگاه انقلاب احضار شدند"، وبسايت کمپين يک ميليون امضا برای تغيير، 18 آوريل.(
تاريخ دسترسی، 10 اوت 2007 ) http://wechange.info/english/spip.php?article65 ،2007،
79 "حکم غيرقابل انتظار دلارام علی، مدافع حقوق زنان"، وبسايت کمپين يک ميليون امضا برای تغيير، 3 ژوئيه 2007.(
تاريخ دسترسی، 10 ژوئيه 2007 ) http://weforchange.info/english/spip.php?article108،
80 "يازده فعال حقوق زنان به دادگاه احضار شدند"، خبرنامه گويا، 17 آوريل 2007.(
تاريخ دسترسی، 19 آوريل 2007 ) https://khabar.gooya.com/politics/archives/2007/04/058901print.php.
81 "احکام سنگين برای فريبا داوودی مهاجر و سوسن طهماسبی"، خبرگزاری کار ايران، 18 آوريل 2007.
82 مصاحبه ديده بان حقوق بشر با فريبا داوودی مهاجر، واشنگتن دی سی، 8 مارس 2007"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"22
انگيز، او را به دو سال و نيم زندان و ده ضربه شلاق برای شرکت در تجمع مسالمت آميز
12 ژوئن محکومکرد
. 83 در 4 نوامبر، دادگاه تجديد نظر او را به اتهام "اقدام عليه امنيت ملی" و "تبليغ عليه نظام" مجرم شناخت وحکمش را تنها برای
4 ماه کاهش داد. 84فعالان کارگری و اتحاديه ها
طی چند سال گذشته کارگران ايران با ايجاد اتحاديه های مستقل در صنايع مختلف سراسر کشور، سازمانهای
کارگری تحت کنترل حکومت را به چالش طلبيده اند
. ظهور و محبوبيت اين اتحاديه های کارگری موجب نگرانیحکومت شده است
. حکومت به جای پاسخ به نارضايتی های کارگران، کوشش کرده با دستگيری فعالان کارگریو به هم زدن تجمع های آنها جلوی اين جنبش را بگيرد
. وضعيت نابسامان اقتصاد داخلی و نيز تاثيرات آن بر حدودبيست ميليون نيروی کار قدرتمند در ايران موجب ادامه جذب کارگران به سازمانهای مستقل شده است
. در واکنشبه اين شرايط، حکومت ايران آزار و دستگيری های خودسرانه افرادی که برای بهبود وضع کارگران دست به
فعاليت زده اند را افزايش داده است
. رهبران کارگری مستقل و کارگران معمولی در بند 209 اوين بازداشت شدهاند
. با اين کارگران در بند ياد شده بعنوان زندانی های امنيتی برخورد شده و به آنها امکان داشتن وکيل و ملاقاتبا خانواده هايشان داده نمی شود
. ادامه آزار منصور اسانلو يکی از رهبران اتحاديه های کارگری و سرکوبتظاهرات اعتراض آميز معلمان در مارس
2007 در سراسر کشور شاخص افزايش آزار اتحاديه ها در دولتاحمدی نژاد است
. جزئيات هر دو مورد در ذيل آمده است.منصور اسانلو
منصور اسانلو رياست هيات مديره سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی را که يک اتحاديه کارگری مستقل است بر
عهده دارد
. اولين دستگيری اسانلو در 22 دسامبر سال 2005 رخ داد. در آن زمان اسانلو و سنديکای شرکت واحددر اعتراض به شرايط کاری خود از رانندگان اتوبوس خواستند از مسافرين بليط نپذيرند
. در 22 دسامبر پليسبدون هيچ حکمی وی را در منزلش دستگير و به بند
209 اوين منتقل کرد. 85 کارکنان در اعتراض به ادامه حبساسانلو در صدد اعتصاب در
28 ژانويه 2006 بودند. اما مامورين امنيتی به منظور جلوگيری از اين اعتصابپيشدستی کرده و صدها راننده و تعدادی از سازمان دهندگان اين سنديکا را دستگير کردند
. 86 روز 26 ژانويهمامورين امنيتی و وزارت اطلاعات هيات رئيسه اين سنديکا را نيز دستگير کردند
. همه آنها تا ماه مارس در بند209
اوين نگهداشته شدند، اما پيرو ماده 32 قانون آيين دادرسی کيفری هرگز رسما متهم نشدند. اين ماده بهمامورين امنيتی اين امکان را می دهد که ناقضين قوانين امنيت ملی را برای انجام تحقيقات به مدت نامعلومی در
،
83 "حکم غيرقابل انتظار دلارام علی، مدافع حقوق زنان"، وبسايت کمپين يک ميليون امضا برای تغيير، 3 ژوئيه 2007.(
تاريخ دسترسی، 10 ژوئيه 2007 ) http://weforchange.info/english/spip.php?article108،
84 "دلارام علی شلاق می خورد و دو سال و شش ماه زندانی می شود"، کمپين يک ميليون امضا برای تغيير، 4 نوامبر 2007تاريخ دسترسی،
5 نوامبر 2007 ) و "شاهرودی می تواندحکم را لغو کند: ) ، http://www.we4change.info/english/spip.php?article160، مصاحبه با شيرين عبادی، وکيل دلارام علی
"، روزآنلاين، 5 نوامبر 2007.(
تاريخ دسترسی، 5 نوامبر 2007 ) http://www.roozonline.com/archives/2007/11/post_4642.php،
85 "ايران کارگران دستگير شده برای اعتصاب را آزاد کنيد"، ديده بان حقوق بشر، 1 فوريه 2006.
http://hrw.org/english/docs/2006/01/31/iran12581.htm86
همان.ديده بان حقوق بشر
23 2008حبس نگهدارند و هرگز به آنها امکان دسترسی به وکيل را ندهند
. 87 اسانلو تا 6 اوت 2006 که رها شد، در بند209
اوين باقی ماند. 88مسئولين مجددا اسانلو را بدون ذکر هيچ اتهامی در
19 نوامبر 2006 دستگير و تا 5 دسامبر در بند 209 اوينحبس کردند
. او که اينبار سه هفته در بازداشت بود، 11 روز را در سلول انفرادی گذراند. 89پس از اولين دستگيری اسانلو در دسامبر
2005 ، مسئولين 150 هزار دلار وثيقه برايش تعيين کردند. 90 پس ازدومين دستگيری، او مجبور به پرداخت
30 هزار دلار ديگر بعنوان وثيقه شد.اسانلو در مصاحبه ای که پس آزاديش در دسامبر انجام داد، نحوه آزار و اذيتش توسط مامورين امنيتی را در هنگام
دستگيری چنين تشريح کرد
:پس از دستگيری و هنگاميکه در ماشين افراد امنيتی بودم، چند ضربه به سر، صورت و بدنم
زدند
. آنها گردن مرا با دستمال فشار دادند تا جائيکه فکر کردم دارم خفه می شوم. فردی بنام(
نام حذف شده است) که رئيس دستگاه امنيتی بخش مبارزه با مواد مخدر بود (من او را ازروی کارت شناسائی که سال قبل ديده بودم شناختم
) مسئول اين عمليات عليه من بود. آنها کتمرا پاره کردند و به روی سرم کشيدند
. بعد شروع کردند به کوبيدن به سرم با مشتهايی کهانگشترهای بزرگ عقيق داشت
. به من می گفتند: "کيفت را جمع کن و از اينجا برو." همه اينها برای اين بود که من را آنقدر به ترس و هراس بياندازند که از سنديکا استعفا دهم
. 91در
10 ژوئيه سال 2007 مامورين لباس شخصی يکبار ديگر اسانلو را در حالی که در نزديکی منزلش ازاتوبوس پياده می شد، مورد ضرب و شتم قرار دادند و دستگير کردند
. 92 پس از بازداشت اسانلو در ژوئيه2007
، حسن حداد معاون امنيتی دفتر دادستانی تهران دستگيری وی را به خاطر فعاليت های جنبش کارگری ردکرد و مدعی شد او به خاطر
"توزيع اعلاميه عليه نظام" دستگير شده است. 9387
همان.،
88 "اسانلو با قرار وثيقه آزاد شد"، سرويس خبری بی بی سی فارسی، 9 اوت 2006.(
تاريخ دسترسی 18 ژوئيه 2007 ) http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/08/060809_mv-osanloo.shtml89
همان.90
"اسانلو با قرار وثيقه آزاد شد"، سرويس خبری بی بی سی فارسی.،
91 "مصاحبه با منصور اسانلو، رئيس سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران بزرگ"، بولتن کارگران ايران، آوريل 2007.(
تاريخ دسترسی، 23 ژوئيه 2007 ) http://www.iran-bulletin.org/Labour/Interview%20with%20Mansur%20Osanlou.htmتاريخ
) www.roozna.com/Negaresh_site/FullyStory/?Id-41835 ، 92 "اسانلو دستگير شد"، روزنامه اعتماد ملی، 15 ژوئيه 2007.(
دسترسی، 20 ژوئيه 2007،
93 "اسانلو به "توزيع اعلاميه عليه نظام" متهم شده است" ، سرويس خبری بی بی سی فارسی، 12 اوت 2007.(
تاريخ دسترسی، 13 اوت 2007 ) http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/08/070812_ka-hddad.shtml"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"24
در
30 اکتبر دادگاه تجديد نظردر تهران حکم شعبه 14 دادگاه انقلاب در 24 فوريه 2007 را که در آن اسانلو بهجرم
"اقدام عليه امنيت ملی" و "تبليغ عليه نظام" به پنج سال حبس تعليقی محکوم شده بود، تاييد کرد. 94 بعد ازحکم دادگاه تجديد نظر، اسانلو از بند
209 اوين که از هنگام دستگيری ژوئيه اش در آن بود به بندهای عمومیاوين منتقل شد
. 95 وی همچنان در آنجا بسر می برد.اعتراض مارس
2007 معلميندر ماه مارس، معلمين تظاهراتی در شهرهای مختلف ايران را برای برابری حقوق و مزايا با ساير مشاغل دولتی
(
نظام هماهنگ پرداخت) سازماندهی کردند. در 3 مارس 2007 ، معملين در تهران تجمع مسالمت آميزی دراعتراض به بی توجهی حکومت به حقوق و مزايای معملين در مقابل مجلس براه انداختند
. اين تظاهرات به مدت دوهفته ادامه يافت تا آنکه در
13 مارس پليس ضد شورش و نيروهای امنيتی صدها تن از معلمين معترض رادستگير کردند
. 96 اين دستگيری ها تا نيمه آوريل ادامه يافت. 97 ده ها تن از معلمين دستگير شده در بند 209اوين نگهداری شدند
. بسياری از آنها بدون محاکمه و بدون اتهام رسمی تا 60 روز در بند 209 اوين باقیماندند
. 98در
26 آوريل همسران چهارتن از معملين زندانی شده علی اکبر باغانی، محمد تقی فلاحی، سيد محمود باقری وعلی صفر منتجبی طی يک نامه سرگشاده به رئيس قوه قضائيه ايران نسبت به نحوه برخورد با شوهرانشان و
نقض حقوق انسانی آنها ابراز نگرانی کردند
:در آخرين روز سال
85 يکی از نمايندگان مجلس از قول شما نقل کرد که فرموده بوديد شرکتدر تجمعات قانونی و بيان خواسته های معلمان از حقوق ملت ومظاهر دمکراسي است
. اما بهرغم دستور شما برای آزادی معلمان،
9 نفر از آنها تعطيلات نوروزی را در زندان گذراندند ودر کمال ناباوری موج جديد دستگيری معلمان در سال جديد هم ادامه يافت
. ... حضرت آيت اللهشاهرودی
! ما شهروند اين کشوريم، ماهم مسلمانيم. شوهران ما بعضا رزمندگان سالهای دفاعمقدس وجانباز انقلابند
. همسران ما معلمند. ما از حضرتعالی تقاضا می کنيم دستور فرماييدحقوق قانوني آنها رعايت شود
. همسران ما حق دارند وکيل داشته باشند. ما وفرزندانمان حق،
94 "محکوميت پنج ساله اسانلو در دادگاه تاييد شد"، سرويس خبری بی بی سی فارسی، 30 اکتبر 2007.(
تاريخ دسترسی، 31 اکتبر 2007 ) http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/10/071030_ka-osanlou.shtml95
همان.،
96 "ايران: معملين بازداشتی را آزاد کنيد"، ديده بان حقوق بشر، 14 آوريل 2007.
http://hrw.org/english/docs/2007/04/14/iran15693.htm،
97 "ايران: معملين بازداشتی را آزاد کنيد"، ديده بان حقوق بشر، 14 آوريل 2007.
http://hrw.org/english/docs/2007/04/14/iran15693.htm،
98 "برخی معلمينی که به خاطر فرياد عدالتخواهی هزينه پرداخت کرده اند"، وبسايت کانون صنفی معلمان ايران، 30 ژوئيه 2007.(
تاريخ دسترسی، 31 ژوئيه 2007 ) http://ksmt3.blogfa.com/post-201.aspxديده بان حقوق بشر
25 2008داريم از محل بازداشت وکيفيت نگهداری واتهامات عزيزانمان با خبر باشيم
. همسران ما حتیاز حقوقی که زندانيان عادی ازآن برخوردارند محرومند
. 99مسئولين نهايتا همه معلمين را با وثيقه هايی معادل
30 هزار دلار آمريکا آزاد کردند. اين مبلغ برای معلمين که بهحقوق و دستمزدهای خود معترض بودند، البته بسيار زياد است
. 100در ماه های ژوئن و ژوئيه شعب دادگاه های انقلاب در سراسر ايران معلمين معترض را به اتهام هايی همچون
"برهم زدن نظم عمومی
" و "تجمع و سازماندهی برای اخلال در امنيتی ملی کشور" محکوم کردند. 101 در اوت، يکشعبه از دادگاه انقلاب در تهران عليرضا هاشمی، رئيس سازمان معلمان ايران را به اتهام
"تحريک معملين بهتجمع و سازمان دهی برای اخلال در امنيت ملی کشور
" به سه سال حبس تعليقی محکوم کرد. 102 حکومتهمچنين ساير معلمين را با انتقال محل تدريس آنها به ساير شهرها و يا انفصال آنها از خدمت تنبيه کرد
. 103دانشجويان
دانشجويان، افراد تازه فارغ التحصيل شده، افراد مرتبط با دانشجويانی که بطور قانونی ثبت نام کرده اند و انجمن
های فعال دانش آموختگان شاهد برخورد و حملات حکومتی مشابهی بوده اند که فعالان حقوق زن و کارگران
تجربه کرده اند
. ديده بان حقوق بشر با بررسی آزار دانشجويان از ژوئيه 2005 ، يکماه پيش از روی کار آمدناحمدی نژاد، گزارشی در اکتبر
2006 درباره 35 فعال دانشجويی تهيه کرد. قوه قضائيه اين دانشجويان را بهخاطر فعاليت های سياسی که حکومت
"اقدام عليه امنيت ملی" ناميد، به زندان و يا پرداخت جريمه محکومکرد
. 104 ديده بان حقوق بشر همچنين گزارشی درباره آزار دانشجويان به اتهام های مشابهی پيش از دولت احمدینژاد بخصوص پس از اعتراضات دانشجويی سال
1999 تهيه کرد. 105در
19 اوت 2006 مسئولين دو فردی که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصيل شده بودند، بنام های ابوالفضلجهاندار و خيرالله درخشندی را دستگير کردند
. 106 حدود يکماه بعد در 18 سپتامبر مسئولين کيوان انصاری، فعال99
"دادخواهی خانواده معلمان زندانی از آقای شاهرودی: از وضعيت شوهران خود بی خبريم"، وبسايت کانون صنفی معلمان ايران، 27.(
تاريخ دسترسی، 1 اوت 2007 ) http://www.ksmi1.blogfa.com/post-137.aspx ، آوريل 2007،
100 "برخی معلمينی که به خاطر فرياد عدالتخواهی هزينه پرداخت کرده اند"، وبسايت کانون صنفی معلمان ايران، 30 ژوئيه 2007.(
تاريخ دسترسی، 31 ژوئيه 2007 ) http://ksmt3.blogfa.com/post-201.aspx،
101 "آيا اين احکام سبب می شود معلمان ايران از خواسته های خود دست بکشند"، وبسايت کانون صنفی معلمان ايران، 15 اوت 2007.(
تاريخ دسترسی، 16 اوت 2007 ) http://ksmt3.blogfa.com/post-219.aspx102
همان.103
همان..
http://www.hrw.org/backgrounder/mena/iran1006 ، 104 ديده بان حقوق بشر، "ايران، محروميت از حق تحصيل"، 19 اکتبر 2006105
ديده بان حقوق بشر پيش تر در گزارشی در تاريخ ژوئن 2004 به تشريح زندان های غيرقانونی پرداخته است: "همچون مرده در،
43- 2، ژوئن 2004 ، ص 31 (E), تابوتهايشان: شکنجه، حبس و سرکوب دگرانديشی در ايران"، جلد 16 ، شماره.
http://hrw.org/reports/2004/iran0604/index.htm،
106 "ايران: حبس خودسرانه/هراس از فقدان امنيت/احتمال زندانی های عقيده"، عفو بين الملل، 3 اکتبر 2006تاريخ دسترسی،
1 مارس 2007 ). عفو بين الملل در اين گزارش همچنين ) http://web.amnesty.org/library/Index/ENGMDE131162006"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"26
و استاد دانشگاه را در بيرون از منزلش دستگير کردند
. 107 مامورين وزارت اطلاعات همه آنها را بدون تفهيماتهام در بند
209 اوين بازداشت و بازجويی کردند. در فوريه 2007 شعبه ششم دادگاه انقلاب هر يک از آنها رابه اتهام
"اقدام عليه امنيت ملی" و "توهين به مقامات" به دو تا سه سال زندان محکوم کرد. در 4 آوريل 2007 اينسه نفر تقاضای تجديد نظر خود را به شعبه
32 دادگاه تجديد نظر فرستادند. 108 در 13 سپتامبر، دادگاه تجديددستور آزادی کيوان انصاری را صادر کرد، اما پرونده جهاندار و درخشندی همچنان در انتظار نتيجه است
. 109آزار و اذيت دانشجويان و فعالان مرتبط به دانشجويان را نيز نظير آزار و اذيت کارگران و فعالان حقوق زنان در
بهار و تابستان
2007 تشديد شد. از مه تا ژوئيه، مامورين وزارت اطلاعات بيش از 20 دانشجو و فعال را بهاتهام نقض قوانين ملی از جمله
"اقدام عليه امنيت ملی" و "توطئه عليه نظام" دستگير کردند. 110آنها همچنين هشت سردبير دانشجويی و فعال را به اتهام
"توهين به رهبران کشور"، "تشويش اذهان عمومی" و"
چاپ مطالب تحريک آميز و موهن" در نشريات دانشجويی دانشگاه امير کبير دستگير کردند. 111 ماده 514قانون مجازات اسلامی شش ماه تا دو سال زندان برای هر کسی که به آيت الله خمينی و يا رهبر کنونی توهين کند،
تعيين کرده است
. 112 ماده 698 قانون مجازات اسلامی دو ماه تا دو سال زندان و يا 74 ضربه شلاق برای "چاپاکاذيب برای تشويش اذهان عمومی
" تعيين کرده است. 113 به گفته يکی از دانشجويان دانشگاه امير کبير که با ديدهبان حقوق بشر صحبت کرده است، اين دانشجويان بلافاصله اعلام کردند که هيچ نقشی در انتشار مطالب روز
30آوريل نداشتند
:به محض آنکه اين مطالب منتشر شد، سردبيران چهار نشريه ريوار، سرخط، سحر و آتيه اعلام
کردند که آن نسخه ها جعلی بوده و هر گونه دخالت در تهيه آنها را تکذيب کردند
. آنها به دفترعليرضا رهايی رئيس دانشگاه رفتند و از او خواستار بررسی اين ماجرا شدند
. اما مامورينامنيتی دانشگاه به زور مانع از اين شدند
. در روزهای بعدی، دانشجويان با حضور در برخیتجمع ها ارتباط خود را با اين مطالب منتشر شده تکذيب کردند
. 114خاطرنشان می کندکه مسئولين کيوان رفيعی، فعال مستقل حقوق بشر را در تاريخ
9 ژويئه 2006 بدون هيچ اتهامی دستگير و به زنداناوين منتقل کردند
.107
همان.108
"پرونده های سه فعال دانشجو کيوان انصاری، سعيد درخشندی و ابوالفضل جهاندار به دادگاه تجديد نظر فرستاده شد"، خبرنامه گويا،.(
تاريخ دسترسی، 6 آوريل 2007 ) http://1384.g00ya.com/politics/archives/2007/04/058887.phpتاريخ دسترسی،
) http://www.advarnews.us/university/5792.aspx ، 109 "دکتر کيوان انصاری آزادشد"، ادوار نيوز، 13 سپتامبر 2007.( 14
سپتامبر 2007،
110 "ايران: دانشجويان زندانی برای اخذ اعترافات اجباری تحت آزار و اذيت قرار گرفتند"، ديده بان حقوق بشر، 27 ژوئيه 2007.
http://hrw.org/english/docs/2007/07/27/iran16512.htm111
همان..
112 قانون مجازات اسلامی، ماده 514.
113 قانون مجازات اسلامی، ماده 698.
114 تماس ايميلی ديده بان حقوق بشر با يک فعال دانشجويی (نام محفوظ)، 25 ژوئيه 2007ديده بان حقوق بشر
27 2008حکومت حکم دستگيری و جلب آنها را صادر کرد
. 115 سه تن از آنها، مجيد توکلی، احمد قصابان و احسانمنصوری تحت تعقيب قانونی قرار گرفتند
(پنج نفر ديگر آزاد شدند) 116 و در روز 3 اکتبر 2007 شعبه ششمدادگاه انقلاب آنها را به ترتيب به سه سال، دو سال و نيم و دو سال زندان محکوم کرد
. 117در
9 ژوئيه 2007 ، شش دانشجوی دانشگاه امير کبير به مناسبت سالگرد اعتراضات دانشجويی سال 1999 کهتوسط حکومت با خشونت سرکوب شد، دست به تحصنی مسالمت آميز زدند
. 118 آنها همچنين مخالفت خود را بهادامه بازداشت همکلاسی هايشان به اتهام انتشار مطالب تحريک آميز ابراز کردند
. بر اساس گزارش های فعالان،مامورين پليس و لباس شخصی ها اين تظاهرات را با خشونت به هم زدند و شش نفر را دستگير و به بند
209اوين منتقل کردند
. 119اين شش دانشجوی معترض عضو کميته مرکزی دفتر تحکيم وحدت بودند که سازمان اصلی دانشجويان اصلاح
طلب در ايران محسوب می شود
. 120 چند ساعت پس از اين دستگيريها، مامورين وارد دفتر سازمان دانشآموختگان ايران که وابسته به دفتر تحکيم وحدت است شدند
. افراد لباس شخصی ابتدا چند تير هوايی شليک کردندو سپس وارد محل شده و
10 دانشجو و فعال را در آنجا دستگير کردند. 121در ايران برخی منابع مرتبط با خانواده دانشجويان و فعالان بازداشتی روز
19 ژوئيه به ديده بان حقوق بشر گفتهاند که وزارت اطلاعات آنها را در سلولهای انفرادی حبس کرده و فشار آورده که به اقداماتی که مرتکب نشده اند
از جمله ارتباط با نيروهای خارج از کشور و برنامه ريزی برای انجام
"انقلاب نرم" اعتراف کنند. اين گزارشهاحاکی از آن است که مسئولين ممکن است در صدد متهم کردن اين بازداشتی ها به
"جاسوسی" و "اقدام عليه امنيتکشور
" باشند که زندان های طويل المدت در پی دارد. اين موارد با نحوه آزار و اذيت ساير فعالان سياسی واجتماعی مستقل که حکومت آنها را منتقد می داند همخوانی دارد
. 122.
115 تماس اينترنتی ديده بان حقوق بشر با يک فعال دانشجويی (نام محفوظ)، 17 اوت 2007116
تماس اينترنتی ديده بان حقوق بشر با يک فعال دانشجويی (نام محفوظ)، 17 اوت 2007 و نيز "نامه پنج دانشجوی آزاد شده پلیتکنيک به انجمن دفاع از حقوق زندانيان، کميسيون حقوق بشر اسلامی و کانون مدافعان حقوق بشر
"، خبرنامه دانشگاه اميرکبير، 19.(
تاريخ دسترسی، 20 اوت 2007 ) http://www.autnews.info/archives/1386,05,0004510 ، اوت 2007،
117 "صدور احکام سنگين زندان برای سه دانشجوی زندانی پلی تکنيک"، وبسايت ادوار تحکيم وحدت، 3 اکتبر 2007.(
تاريخ دسترسی، 10 اکتبر 2007 ) http://www.advarnews.us/university/5907.aspx118
تعطيلی يک روزنامه اصلاح طلب توسط قوه قضائيه ايران موجب اعتراضات دانشجويی در محوطه دانشگاه تهران در 8 ژوئيه1999
شد ( 18 تير در تقويم ايرانی). پس از يک تظاهرات مسالمت آميز دانشجويی، پليس و نيروهای امنيتی لباس شخصی به يکخوابگاه حمله ور شده و دانشجويان را کتک زده و بسياری را در اتاقهايشان محبوس کردند
. اين اعتراضات سپس به بيرون از دانشگاهکشيده شد و يک هفته بطول انجاميد
. بيش از 25 هزار نفر در اين اعتراضات شرکت کردند که بزگترين تظاهرات سياسی از انقلاباسلامی
1979 بود.،
119 "ايران: دانشجويان زندانی برای اخذ اعترافات اجباری تحت آزار و اذيت قرار گرفتند"، ديده بان حقوق بشر، 27 ژوئيه 2007.
http://hrw.org/english/docs/2007/07/27/iran16512.htm.
120 تماس ايميلی ديده بان حقوق بشر با يک فعال دانشجويی (نام محفوظ)، 25 ژوئيه 2007121
همان..
122 تماس ايميلی ديده بان حقوق بشر با يک فعال دانشجويی (نام محفوظ)، 25 ژوئيه 2007"
شما هر کسی را به هر دليلی می توانيد بازداشت کنيد"28
حکومت به جز مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری که شرح پيگرد و احکامشان در بالا ذکر شد، ساير
فعالان و دانشجويان دستگير شده در مه و ژوئيه
2007 را آزاد کرده است.روزنامه نگاران، پژوهشگران و فعالان مستقل
بسياری از افرادی که از هنگام آغاز به کار دولت احمدی نژاد دستگير شده اند، با جنبش هايی نظير گروه های
دانشجويی، حقوق زنان و سازمان های مستقل کارگری مرتبط هستند
. اما حکومت محققان، روزنامه نگاران وفعالان مستقلی که با اين جنبش بطور مستقيم ارتباط ندارند را نيز بطور خودسرانه دستگير و در بند
209 اوينبازداشت کرده است
. حکومت به اين افراد نيز اتهام های مشابهی نظير "جاسوسی"، "ارتباط با خارجی ها"،"
دريافت پول از خارجی ها" و "اقدام عليه امنيت ملی" زده است.آيت الله کاظمی بروجردی
مقام های حکومتی همچنين روحانيون اسلامی که منتقد سياست های دولت هستند را نيز هدف قرار داده اند
. در 8اکتبر
2006 مامورين آيت الله کاظمی بروجردی را در منزلش در تهران دستگير کرده و به بند 209 اوين منتقلکردند
. 123 بروجردی از نوعی تفسير از اسلام حمايت می کند که خواهان جدايی دين از سياست است. 124 دوروز پس از دستگير بروجردی يعنی
10 اکتبر روزنامه نيمه دولتی کيهان مقاله ای تحت عنوان "تبليغ برای اسلامبه کمک بی بی سی و سيا
" منتشر کرد و اين روحانی را متهم کرد به عنوان عامل موسسات خارجی فعاليت میکند
. 125 در ژوئن 2007 بروجردی در دادگاه ويژه روحانيت حاضر شد، اما مسئولين اتهام دقيق او و حکمش راروشن نکردند
. 126 (آيت الله خمينی دادگاه ويژه روحانيت را در سال 1987 برای محاکمه روحانيون متهم بهارتکاب جرم ايجاد کرد
. 127 اين دادگاه ها زير نظر مستقيم رهبر هستند، نه قوه قضائيه. به گفته منتقدين، حکومتاز اين دادگاه ها برای تنبيه روحانيونی که نظام حاکم را به چالش می طلبند استفاده می کند
. 128 ) بروجردی در بند209
زندان اوين به سر می برد. 129علی فرحبخش، هاله اسفندياری و کيان تاجبخش
،
123 "ايران روحانی جنجالی را دستگير می کند"، بی بی سی نيوز انلاين، 8 اکتبر 2006.(
تاريخ دسترسی، 17 ژوئيه 2007 ) http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/6032217.stm124
همان.،
125 "اطلاعات بيشتر درباره حبس خودسرانه/هراس از فقدان امنيت/احتمال زندانی های عقيده"، عفو بين الملل، 13 اکتبر 2006.(
تاريخ دسترسی، 17 ژوئيه 2007 ) http://web.amnesty.org/library/index/ENGMDE131202006?open&of=ENG-IRN126
گلناز اسفندياری، "ايران: گزارش های حکم اعدام موجب بروز نگرانی درباره سرنوشت آيت الله شده است"، راديو آزاد اروپا، 3تاريخ دسترسی،
18 ژوئيه ) http://www.rferl.org/featuresarticle/2007/07/39ce027c-2184-46f9-992a-e751f500d35c.html ، ژوئيه 2007.(2007
127
ويلفرد بوکتا، چه کسی در ايران حکومت می کند: ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ايران (واشنگتن دی سی: موسسه سياستگذاری.
خاورنزديک در واشنگتن)، ص 19.
128 همان، ص 97.
129 تماس ايميلی ديده بان حقوق بشر با يکی از پيروان آيت الله بروجردی (نام محفوظ)، 23 سپتامبر 2007ديده بان حقوق بشر
29 2008پرونده های علی فرحبخش، روزنامه نگار و نيز هاله اسفندياری و کيان تاجبش آمريکاييان ايرانی تبار نمونه های
بارز روند حبس ها و بازجويی هايی است که در دولت دو ساله احمدی نژاد معمول شده است
.در
26 نوامبر 2006 مامورين امنيتی در تهران علی فرحبخش، روزنامه نگار و اقتصاددان را يک هفته پس ازبازگشت از کنفرانس روزنامه نگاران در هند دستگير کردند
. فرحبخش که هيچ سابقه فعاليت سياسی و اجتماعیندارد، محقق مستقل امور اقتصادی است که پيش تر سردبيری بخش اقتصادی روزنامه
سرمايه